دستاوردهای مجالس عزاداری امام حسین
اقامه ی عزاداری و گریستن بر امام حسین (ع) همان گونه که در روایات آمده، دارای اثرات سازنده و ثواب فراوانی است . گریه در رثای کسی که آسمان و زمین در سوگ او گریان است و تمام مخلوقات اعم از جن و فرشته و حتی حیوانات نیز متأثر از این فاجعه هستند. دارای اجری وصف ناشدنی است .
چنانچه امام صادق (ع) فرمود : ( لم تبک السماء الاعلی الحسین بن علی و یحیی بن زکریا) : « آسمان فقط بر دو نفر گریست؛ حسین بن علی و یحیی بن زکریا[1]»
و در جایی دیگر نیز فرمودند : ( تطلع الشمس فی حمرة و تغیب فی حمرة) : خورشید در موقع طلوع و غروب در سرخی بوده [2] ( و این گریه آسمان است ) . این حاکی از دردناک بودن حادثه و اوج مصیبت امام حسین (ع) است که حضرت یحیی (ع) نیز دقیقاً به چنین سرنوشتی دچار گردید .
الف ) اجر معنوی عزاداری
امام صادق (ع) به زراره می فرمایند : روز قیامت حضرت حسین به درگاه الهی عرضه می دارد ( یارب انجزلی ما وعدتنی) آنچه را که به من وعده نمودی عطا کن، سپس به زائرین و گریه کنندگان خود نگریسته و برای آنها طلب آمرزش نموده و از پدر بزرگوارشان نیز درخواست استغفار برای ایشان می نماید و به گریه کنندگان خود می فرماید: ای کسی که گریه می کنی : اگر بدانی خدا چه برایت آماده نموده مسلماً سرور و شادی ات بیشتر از غم و اندوهت می شود واین حقی است که خداوند گناهان تو را به واسطه اشکی که ریخته ای می آمرزد .[3]
ب ) آثار تربیتی و روحی
عزاداری امام حسین (ع) باعث نتایج مطلوب در روحیه شخص و اخلاقیات او می باشد . شرکت در مراسم عزاداری و گریه برایشان سبب آشنایی بیشتر با این خاندان و گرفتن الگوهای رفتاری در زندگی شخصی می شود و همچنین شرکت در این محافل سبب افزایش محبت و ارادت به خاندان عصمت و طهارت شده و در کمال طلبی و نیز روحیه شهادت طلبی شخص نیز مؤثر خواهد بود ، عزاداری برای امام حسین (ع) موج فزاینده ای از شور و شعور را در دلها به پا می کند، و مکتب عاشورا همواره احیاگر خط سرخ شهادت بوده و خواهد بود .
1ـ برکات فکری فرهنگی
نخست فلسفه ی تشکیل عزاداری های حسینی ، برکات فکری و فرهنگی و عقیدتی آن است . چنان که تکیه ها، حسینیه ها، مجالس و مساجد ، چونان مدارس بزرگ ، خود جوش و پرشوری است که تمامی قشرهای جامعه باشوقی برخاسته از شعور مذهبی در آن حاضر می شوند، رسالت دینی ، وظایف اخلاقی و آموزه های فقهی را می شنوند و در پایان با اشک و اندوه خویش ، خود را به کوثر عشق حسینی وصل می کنند تا پاک و تابناک ، با آن امام والا مقام، هم رنگ و هم سو گردند. این حقیقت گرانبها، تفسیر عملی سخن رسول خداست که فرمود: « .... انا من حسین » یعنی نبوت ، رسالت و ولایت من با پی آمدهای شهادت حسین حفظ می شود. همان گونه که در زیارت سیدالشهداء (ع) آن حضرت را وارث ـ تلاش و کوشش پر بار ـ تمامی انبیای الهی می دانیم و می گوییم : « السلام علیک یا وارث آدم صفوة الله السلام عیلک یا وارث نوح نبی الله... ، السلام علیک یا وارث محمد رسول الله .»
آن عزیز عرشی و یگانه ی دوران، امام راحل (ره) نیز، با اشاره به این برکات می فرمود: « رمز بقای این مذهب و بقاء ممالک اسلامی ، ممالک شیعی باید ببینیم چه بوده است ما آن رمز را باید حفظش بکنیم ، یکی از رمزهای بزرگی که بالاترین رمز است، قضیه سیدالشهدا است ، باید این رمز را حفظ کنیم ، این مجالسی که در طول تاریخ برپا بوده است و با دستور ائمه (ع) این مجالس بوده است. اساسی که تا حالا نگه داشته، او ( سیدالشهداء ) بوده ، پیغمبر (ص) هم فرمود که انا من حسین یعنی دیانت را او نگه می دارد و این فداکاری، دیانت اسلام را نگه داشته است و ما باید نگهش داریم.»[4]
ج ) آثار سیاسی :
در تاریخ می بینیم که گریه حضرت زهرا (س) به عنوان حربه ای در نمایاندن چهره سیاه و گریه غاصبان خلافت به کار افتاده و موجبات وحشت آنها را برانگیخته بود که ناگزیر به حضرت علی می گفتند که : « به زهرا بگو یا شب گریه کند و یا روز» یا در حادثه ی جانگداز عاشورا می بینیم که امام سجاد (ع) بیست سال بعد از واقعه ، هنوز از این حرکت افشاگرانه دست نمی کشد و به نوحه سرایی برای کشتگان کربلا می پردازد و با بیدارگری سعی در نقش بر آب ساختن تبلیغات سوء بنی امیه در این زمینه می نماید .
علامه شهید مرتضی مطهری در رابطه با فلسفه گریه بر امام حسین(ع) می فرماید :
شهادت از نظر اسلام از جنبه فردی یعنی برای شخص شهید یک موفقیت است بلکه بزرگترین موفقیت و آرزوست . امام حسین (ع) فرمود : جدم به م فرمود که تو درجه ای نزد خدا داری که جز شهادت به آن درجه نایل نخواهی شد ، پس شهادت امام حسین (ع) برای خود او یک ارتقاست .
عالی ترین حدّ تکامل است اگر مرگ به صورت شهادت باشد واقعاً یک موفقیت است ، برای شهید جشن و شادمانی است . لذا سیدبن طاووس می گوید اگر نبود دستور عزاداری که به ما رسیده است من روز شهادت ائمه را جشن می گرفتم. از این جنبه ما به مسیحیت حق می دهیم به نام شهادت مسیح که می پندارند شهید شده، برای مسیح جشن می گیرند. اسالم هم در کمال صراحت ، شهادت را موفقیت می داند نه چیز دیگر.
اما از نظر اسلام آن طرف سکه را هم باید خواند، شهادت از نظر اجتماعی یعنی از آن نظر که به جامعه تعلق دارد نیز باید سنجید . رابطه شهید با جامعه دو رابطه است . یکی رابطه اش با مردمی که اگر زنده بود و باقی بود از وجودش بهره مند می شدند و فعلاًًً از فیض وجودش محروم مانده اند و دیگر رابطه اش با کسانی که زمینه فساد و تباهی را فراهم کرده اند.
بدیهی است که از نظر پیروان شهید که از فیض بهره مندی از حیات او بی بهره مانده اند، شهادت شهید تأثر آور است ، آنکه بر شهادت شهید اظهار تأثر می کند و در حقیقت به نوعی بر خود می گرید و ناله می کند ، اما افسوس از نظر زمینه ای که به شهادت شهید در این زمینه صورت می گیرد، شهادت یک امر مطلوب است به علت وجود یک جریان نامطلوب درسی که از جنبه اجتماعی ، مردم باید از شهادت شهید بگیرند این است که اولاً نگذارند آن چنان زمینه هایی پیدا شود و افراد جامعه از تبدیل شدن به امثال آن جنایت کاران خودداری کنند.
درس دیگری که باید جامعه بگیرد این است که به هر حال، باز هم در جامعه زمینه هایی که شهادت را ایجاب می کند پیدا می شود از این نظر باید عمل قهرمانه شهید، از این جهت که به او تعلق دارد و یک عمل آگاهانه و انتخاب شده است و به او تحمیل نشده است بازگو شود و احساسات مردم شکل و رنگ احساس آن شهید را بگیرد . این جاست که می گوئیم گریه بر شهید شرکت در حماسه او ، هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت درموج است .
راز بقای امام حسین (ع) این است که نهضتش از طرفی منطقی است و از ناحیه منطق حمایت می شود و از طرف دیگر در عمق احساسات و عواطف راه یافته است . ائمه اطهار که به گریه بر امام حسین سخت توصیه کردند. حکیمانه ترین دستورها را داده اند ، این گریه هاست که نهضت امام حسین را در اعماق مردم فرو می کند.
2ـ آثار سیاسی
کربلا، آینه ای است که در آن « دشمن شناسی» ، « ستم ستیزی» ، « غیرت دینی » و « بینش عرشی » به چشم می خورد ؛ آینه ای که قرن های متمادی ، الهام بخش تمامی آزادی خواهان جهان با مکاتب و اندیشه های گوناگون بوده است.
« احمد محمود صبحی » حادثه کربلا و مجالس حسینی را این گونه تحلیل می کند:
« اگر چه حسین بن علی (ع) در میدان نظامی یا سیاسی شکست خورد ، اما تاریخ ، هرگز شکستی را سراغ ندارد که مثل خون حسین بن علی (ع) به نفع شکست خوردگان تمام شده باشد. خون حسین ، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضت های دیگر را در پی داشت، تا آنجا که حکومت اموی ساقط شده و ندای خون خواهی حسین ، فریادی شد که آن تخت ها و حکومت ها را به لرزه درآورد.» [5]
رهبر فقید انقلاب که خود نمونه ی چشمگیر از درس آموزان نهضت حسینی در رهبری انقلاب اسلامی ایران است، جلوه های سیاسی مجالس حسینی را این گونه تفسیر می کردند :
« سفارش اکیدا ائمه مسلمین (ع) بر اقامه ی عزای سید مظلومان تا آخر ابد و فریاد مظلومیت آل بیت رسول الله (ص) و ظالمیت بنی امیه ـ علیهم لعنة الله ـ با آن که بنی امیه منقرض شده اند، فریاد مظلوم بر سر ظالم است و این پرخاش و فریاد باید زنده بماند و برکاتش امروز در ایران ، در جنگ با یزیدیان واضح و ملموس است.»[6]
3ـ جلوه های اجتماعی
مجالس سیدالشهداء (ع) ، محفلی قدسی است که در آن ، وحدت کلمه، هدفمندی عقیده، حضور جدی در اجتماع ، بررسی مشکلات فردی شرکت کنندگان ، توجه جامع به ناهمواریهای اجتماعی و ... از جلوه های اجتماعی آن است علت همدلی و همراهی قلوب و علاقه و محبت چشمگیر افراد در ماه محرم، برکات اجتماعی مجالس حسینی است. نکته ای که امام راحل ( ره) : « همین مساجد و همین روضه های هفتگی، همین توجه مردم را و همان هماهنگی را ایجاد می کند. اگر دولت های دیگر بخواهند یک هماهنگی بین قشرها پیدا کنند ، میسّر نیست . ما را سیدالشهدا (ع) اینطور هماهنگ کرد . ما برای سیدالشهدایی که اینطور ما را هماهنگ کرد، اظهار تأسف نکنیم ، گریه نکنیم ؟»[7]
4ـ نمودهای تربیتی
« اسوه ی حسنه» نکته ای است که در معارف ناب دینی ، تمامی افراد به ویژه جوانان ما به الگو گیری از آن دعوت شده اند همان گونه که خداوند، رسول اکرم را این چنین معرفی می کند که :
« وَ لَقد کانَ لَکُم فی رسول الله اُسوةٌ حسنة»
و همانا برای شما در رسول خدا (ص) الگویی نیکو و شایسته است .
بی گمان آشنایی با شخصیت الگویی همانند سالار شهیدان آفرینش، تأثیری مستقیم و غیرمستقیم در الگو پذیری از آن حضرت خواهد داشت .
امام خمینی (ره) آثار تربیتی مجالس حسینی را چنین تحلیل می کردند :
« اگر این مجالس وعظ و خطابه و عزاداری و اجتماعات سوگواری نبود، کشور ما پیروز نمی شد، همه در تحت بیرق امام حسین (ع) قیام کردند . الآن هم می بینید که در جبهه ها وقتی که نشان می دهند آنها را همه با عشق امام حسین(ع) که دارند جبهه ها را گرم نگه می دارند ... اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دستجات سینه زنی و نوحه سرایی نبود ، 15 خرداد پیش می آمد ؟ »[8]
1- کامل الزیارات / 290 .
2- همان / 294 .
3- همان / 333 .
4- صحیفه ی نور ، ج 10، ص 216 و ج 9 ، ص 201 .
5- فرهنگ عاشورا، ص 290.
6- صحیفه ی نور ، ج 20، ص 21 .
7- همان ، ج 10 ، ص 218.
8- صحیفه نور ، ج 17 ، ص 62- 58 ( با گزینش ) ؛ همان، ج 16 ، ص 210- 207 ( با گزینش) .