فلسفه عزاداری برای اهل بیت
حکمت عزاداری و مداحی برای اهل بیت (ع)، در این است که هر مکتبی باید با یاری دوستداران آن مکتب ماندگار شود. در بعضی کتابها خواندم که یکی از علمای اهل سنّت به یک عالم شیعه گفته بود که : « خوب، حادثه ای هزار و اندی سال پیش اتفاق افتاد و امام حسین و فرزندانش به شهادت رسیدند . ما هم کشتن امام حسین را محکوم می کنیم ، ولی این همه گریه و ناله، این همه عزاداری به خاطر چیست ؟» آن عالم شیعه گفته بود که در حادثه ی غدیر خم طبق نقل ها، صد تا صد و بیست هزار نفر بودند . اما متأسفانه دیدیم که بعد از پیامبر اکرم چه بر سر غدیر آمد. اگر ما برای نهضت عاشورا این عزاداری ها و این تجلیل ها و تکریم ها را نداشته باشیم ، چه بسا، بعد از مدّتی ، کم کم می گفتند : امام حسین(ع) در یک دعوای شخصی به شهادت رسید و چه بسا اصلاً شهادت آن حضرت را تکذیب می کردند . آن چنانکه شهادت امام حسن مجتبی و شهادت امام رضا (ع) را تکذیب می کنند. بنابراین راز و رمز عزاداری ها ، مداحی ها و اصولاً برپایی مراسم بزرگداشت اهل بیت (ع) برای زنده نگه داشتن نام و یاد اهل بیت(ع) است. نقش مداحی و ذاکری اهل بیت (ع) در انتقال فرهنگ اسلامی اصولاً شعر، جاذبه خاصی دارد و هر پیامی اگر بخواهد ماندگار شود یکی از راههای مؤثر ماندگار آن این است که با زبان شعر بیان شود . تأکیدی هم که پیامبر و ائمه ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ به شعر متعهد داشتند دقیقاً در همین راستاست ـ پیامبر اکرم (ص) به شعرا می فرمودند : « مشرکین را با شعرتان هجو کنید!» شعرها در حقیقت تیری به قلب آنهاست . یا در سخن دیگر می فرمایند : « اِنْ مِنَ الشَعر لحکمة : در بعضی شعرها حکمت نهفته است» . بنابراین از مؤثرترین راههای انتقال فرهنگ ، انتقال هنری آن است که شعر جلوه ای از آن است. با توجه به این نکات می توان پی برد که نقش ذاکران و مدّاحان تا چه حد مهم است البته به شرطی که این عزیزان جایگاه خودشان را بشناسند و در پی انتخاب اشعار بلند و سبکهای مناسب و نو در عزاداری ها و مراسم جشنها باشند.
ایشان می توانند مؤثرترین نقش را در انتقا فرهنگ اهل بیت (ع) به نسل های شیعی داشته باشند. گاهی یک شعر بلند، نقش چندین خطابه را داشته است . اگر این دو مقوله با هم همراه شوند ابزار خوبی برای انتقال فرهنگ اهل بیت هستند. موضوع عزاداری سیدالشهدا با تمام مظاهر مختلفه اش از قبیل گریه و هیئت های سینه زنی و شبیه خوانی و غیر اینها تظاهرات و شعار دادن است . به عنوان اظهار محبّت و طرفداری از ائمه اطهار واظهار تنفّر از مسلک دشمنان آنها است. در هر زمان و این مطلب ، علاوه بر اینکه در میان عقلاء ، در همه جا متعارف و ثابت است. از نظر روایات و سیره ی پیغمبر اکرم و اوصیاء گرامش ، هم اکیداً سفارش شده است. در یک روایت چنین آمده است .
جعفربن عفّان شاعر و مدّاح معروف آل محمّد به محضر امام صادق (ع) وارد شد، حضرت او را پیش خواند و نزدیک خود نشایند . سپس فرمود : ای جعفر، عرض کرد: لبیک ، فرمود : به من رسیده است که تو شعرهای خوبی درباره ی جدّم حسین (ع) سروده ای . عرض کرد : بلی ، جانم به فدای شما .
در باره ی جدّم حسین (ع) سروده ای . عرض کرد : بلی ، جانم به فدای شما . فرمود : شعر بخوان برای من ، پس جعفر شروع کرد به خواندن اشعار و حضرت آنقدر گریه کرد که اشک چشمانش از صورت و محاسنش جاری شد و کسانیکه حاضر بودند نیز گریه می کردند. سپس فرمود: ای جعفر هر آینه ملائکه های مقرّب آسمانها در این مجلس حاضر شدند و اشعار تو را شنیدند درباره ی حسین(ع) و همانطوریکه ما گریه کردیم، آنها هم گریه کردند .
هر آینه ای جعفر، همین ساعت خداوند بهشت را بر تو واجب کرد و گناهان ترا آمرزید . سپس فرمود : ای جعفر زیادتر بگویم ؟ عرض کردم ، بلی ای آقای من، فرمود : کسی نیست که درباره ی حسین (ع) شعری گفته باشد که خود گریه کند و دیگری را بگریاند. مگر اینکه ، خداوند بهشت را بر او واجب می کند و گناهان او را می آمرزد.[1]
برگزاری عزا و مراسم سوگواری :
موضوع سوگواری و برگزاری مراسم عزا در میان تمامی ملّت ها متداول است . در زیارت عاشورا ، قسمتی از آن چنین آمده است :
وَ اسئل الله بِحقّکُم وَ بالشأنِ الذّی لَکُم عِندهُ اَنْ یُعطیَنی بِمُصابی بکُم اَفْضَلَ ما یُعطی مصاباً بِمُصیبَتِهِ .
خدا را به حق و مقامی که شما در بارگاه او دارید ، سوگند می دهم تا بهترین پاداش را در تحمّل این مصیبت ـ فاجعه ی دلخراش کربلا ـ به من عنایت بفرماید .
از این بخش از زیارت عاشورا چنین استفاده می شود که خاندان نبوی (ع) ما را به برپایی مراسم سوگ و عزا دعوت می کنند . زیرا اصل موضوع عزاداری را یقینی دانسته و آن را مسلم گرفته اند و فقط در باره ی ثواب و پاداش سوگواران و عزاداران گفتگو کرده اند. از آن جا که فاجعه ی کربلا بی نظیر است و در تاریخ نمونه ندارد، به یقین اجر و پاداش چشمان گریان بر این مصیبت نیز افزون تر است. اصولاً رقت قلب و شکستگی دل و اشک ریزان، یکی از نعمتهای بسیار بزرگ و گران سنگ ذات اقدس الهی است . زیرا تنها سلاح انسان در میدان مبارزه ی جهاد اکبر، پس از شناخت و معرفت به مبدأ و معاد ، مناجات و خلوت کردن با خدا و چشم گریان است .
فلسفه، محتوا و رسالت مجالس حسینی
پرداختن به فلسفه ی محتوا و رسالت مجالس حسینی، مبحثی است بسیار گسترده که بزرگان و علما و محققین و ... درباره آن بسیار سخن گفته اند.
امام حسین (ع) می فرماید :
« خروج من از مدینه ، هرگز به انگیزه و اهداف شخصی و آرزوهای پست مادی نیست. آنچه مرا به این هجرت مصمم ساخته و بر این حکومت واداشته است، همانا انجام وظیفه و رسالتی است که بر دوش خویش احساس می کنم و آن امر به معروف و نهی از منکر است . من بر آنم که در این سفر خونبار در جهت اصلاح دین و آیین جدّم پیامبر (ص) در میان امّتش ، گامی به پیش بردارم و شیوه رسول خدا و سنت های نیک پدرم را دگر بار احیا نمایم. البته هر آن کس که کلام و سخنم را به گوش جان بشنود و در برابر حق تسلیم گردد، به تحقیق در برابر فرمان الهی سر تسلیم فرود آورده و هر آنکس که در برابر من به مقابله برخیزد و از پذیرش دعوت حق سرباز زند برابر او ثابت و استوار خواهم ایستاد تا خداوند در میان من و او به قضاوت برخیزد و پیروزی حق را بر باطل رقم زند که او بهترین حاکم است.»
« امام حسین (ع) معتقد است تنها با احیای سیره و روش زمامداری جدّش اسلام اصیل تبیین می گردد و استمرار می یابد و از این راه ماهیت اصیل دین ظاهر می شود و روحهای عطشناک از حقایق والای الهی سیراب می گردند و جامعه به سوی رشد و صلاح و سعادت ره می سپرد.[2]»ما باید امروز این را مورد توجه قرار دهیم که ما یک جامعه اسلامی هستیم ، باید ببینم آن جامعه اسلامی چه آفتی پیدا کرد که کارش به یزید رسید، چه شد که بیست سال بعد از شهادت امیرالمؤمنین در همان شهر که ایشان حکومت می کرد سرهای پسران امیرالمؤمنین را بر سر نیزه کردند، و لذا جامعه ما باید خیلی مواظب باشد که به آن بیماری دچار نشود . اگر در جامعه ما آن حالت آرمان خواهی از بین برود یا ضعیف شود معلوم است که وضع به اینجا خواهد رسید . نظام اسلامی با ایمانها و همّت های بلند، با مطرح شدن و اهمیت دادن و زنده نگه داشتن شعارها بوجود می آید و حفظ می شود و پیش می رود .[3]
1- رجال کشیّ ، ترجمه ی جعفر بن عفّان .
2- ترجمه و شرح وصیتنامه امام حسین (ع) نوشته محسن غرویان
3- روزنامه اطلاعات ، مورخه 23/4/73 ، ص 2 .