عزاداری در روایات

همان گونه که در آغاز سخن گفته شد، در روایات، مراسم عزاداری میت، تنها سه روز معین شده است. امام باقر(ع) می فرماید : « از روزی که شخصی می میرد، تا سه روز مجالس عزا بپا می شود.[1]» و در این میان، روایات دیگری نیز نقل شده که اکنون جای بررسی آنها نیست . به هر حال، برای یک انسان معمولی فقط سه روز عزاداری می کنند ولی چه شده است که امامان ما پیوسته سفارش کرده اند که مجالس و مراسم عزاداری حسینی برپا شود و خود همواره چنین مجالسی را در طول سال برپا و بر آن تأکید می نمودند و به شاعران و مدیحه سرایانی که با نظم و نثر ، مدایح و مصایب اهل بیت را سروده و بازگو می کردند، هدیه های شایسته می دادند؟! این مراسم، غیر از مراسم و مجالس دیگر است . در این مجالس و گردهمایی ها نه تنها مصیبتهای اهل بیت، ذکر می شوند، بلکه مردم را پیوسته به حرکت و قیام وا می دارد . به مردم می فهماند که حسین برای اقامه نماز، امر به معروف، نهی از منکر، جلوگیری از ستم و حق کشی ، زیر بار ظلم نرفتن، طلب اصلاح در امت پیامبر و گام نهادن در مسیر محمد و علی (ع) و احیای سنت آنان، قیام کرد. این جا اگر بر مصایب حسین گریه هم کنند گریه مفهوم دیگری دارد . این جا گریه حرکت زاست نه مخدّر ، چنان که برخی تصوّر کرده اند امامان ما خواسته اند با ذکر مصایب اهل بیت، مردم را تحت تأثیر قرار دهند و با تکیه بر عواطف ، آنان را به پیروی وا دارند. این جا مسأله ولایت و امامت مطرح است نه صرف ذکر مصیبت . و لذا می بینیم در روایات، تأکید زیادی بر اصل اجتماع مردم و بحث درباره ی اهل بیت، شده است و چه انگیزه ای بالاتر از اینکه در این اجتماعات راز قیام آن بزرگوار و دیگر امامان مطرح شود و مردم را به تحرک جهت دار علیه تمام یزیدیان وادار سازد . پس انگیزه اصلی ، گردهمائی مؤمنین است و بدون تردید به خاطر رابطه معنوی مستحکمی که بین آنان و امام حسین(ع) وجود دارد، انگیزه برای جمع شدن زیادتر می گردد و در این اجتماعات بحثهای علمی و سودمندی مطرح می شود که برای دین و دنیای آنان مفید و ضروری است. به هر حال، هر چند در روایات گاهی اشاره به عزاداری می شود ولی در بیشتر آنها بحث از « احیاء أمرنا» شده، یعنی زنده نگه داشتن «امر» اهل بیت و مقصود از امر، همان ولایت است. آن قدر که بر احیای امر تأکید شده بر اصل برپایی مجالس تأکید نشده است، زیرا هدف غایی و اصلی اقامه مجلس، همان احیای امر است و این همان مقصود امام خمینی (قدس سره) از عزاداری سنتی است که بر آن تأکید می فرمودند، چرا که ریشه در «سنت» دارد. سنت و سیره امامان هم بر برگزاری چنین مجالسی بوده است تا این که مردم از این راه، به هدف مقدس امام حسین (ع) پی ببرند .

امام صادق (ع) می فرماید : « خدا رحمت کند کسی که امر ما را زنده نگه دارد[2].» و در روایت جالبی ، حضرت به داوود بن سرحان می فرماید : « ای داوود، سلام مرا به شیعیانم برسان و از زبان من به آنها بگو: خدای رحمت کند بنده ای را که با دیگری بنشیند و درباره امر ما ( ولایت) بحث و مذاکره کند چرا که سومین آنان فرشته ای خواهد بود که بر ایشان طلب آمرزش می کند و همانا هیچ دو نفری بر ذکر ما اجتماع نکردند جز این که خداوند به واسطه آنان بر فرشتگان مباهات کند ... و بهترین مردم ، پس از ما، کسی است که درباره امر ما گفت و گو کند و مردم را به سوی ما فرا خواند.[3]»

آن قدر این مطلب مهم و مورد توجه امام معصوم (ع) است که حضرت به دو نفر اکتفا می کند؛ یعنی اگر دو نفر هم با هم اجتماع کردند، بهترین کار این است که درباره ی ولایت بحث کنند. ولایتی که نسبت به هیچ امری مانند آن سفارش و تأکید نشده است . و این احیای امر مورد نظر معصومان است که در اجتماعات حسینی محقق می گردد. بنابراین، هدف اصلی عزاداری تنها این نیست که انسان، خود را علاقه مند آنان نشان دهد . بلکه باید علاقه و محبت اهل بیت در تمام صحنه های زندگی انسان، آشکار می گردد. مجلس عزاداری مجلس تفریح و گذراندن وقت نیست و همچنین دکان پول درآوردن نیز نمی باشد . گویندگان باید پس از درک هدف واقعی امام، آن را برای مردم توضیح دهند و شنوندگان نیز نباید به چند قطره اشک بسنده کنند، بلکه باید این اشکها باعث برانگیختن آنان باشد و آنها را به خط حسین نزدیک سازد و در مسیر مکتب قرار دهد و در قلوبشان حماسه آفریند تا اینکه اشکها سیلابی شوند و بنیاد ظلم و ستم را برکنند و خس و خاشاکهای فساد و گناه را از جامعه بشری بزدایند. در این مجالس ، باید از تکامل روحی و اخلاقی بحث شود و انسانها به وظایف خود متذکر شوند. وقتی حسین فریاد « هل من ناصر» سر می دهد، هرگز از یاران یزید نمی خواهد که از حریم حرم الهی دفاع کنند، بلکه از پیروان خود در طول تاریخ می خواهد که از حرم خدا و نوامیس الهی و مقدسات مذهبی و احکام متعالیه اسلام محمدی دفاع کنند . باید در مجالس حسینی به مردم گفته شود که : نهضت حسین (ع) در واقع آخرین قسمت از تبلیغ رسالت پیامبر است که بدون آن فداکاری ، نهضت پیامبر به فراموشی سپرده می شد و یا به نابودی و اضمحلال می گرایید.

« حسین منّی و أنا من حسین » و امامان ما برای نثر و تبلیغ این احکام ، راهی بهتر از برپایی مجالس نداشتند . از این روی ، با روشها و طرحهای گوناگون ، مردم را به سوی مجالس بزرگداشت حسینی سوق می دادند تا مردم را متوجه خود سازند و احکام شریعت را به آنان بیاموزند و آنها را از لغزشها و تباهیها برهانند و پیوندشان را با « ثقلین » ناگسستنی کنند . امام صادق (ع) به فضیل می فرماید : « می نشینید و درباره ما سخن می گویید؟» فضیل عرض می کند آری، فدایت شوم . حضرت می فرماید : من آن مجالس را دوست می دارم، پس ای فضیل، همواره امر ما را احیا کنید. خدای رحمت کند کسی که امر ما را احیا کند و زنده نگه دارد.[4]

و در جای دیگر آن حضرت طی یک روایت طولانی می فرماید: همانا برای هر چیزی ، سید و سروری است و سرور مجالس و گرهمایی ها، مجالس شیعه است.[5] چرا؟ چون این مجالس ، فرزندان شیعه را از انحرافها و کژ روی ها باز می دارد و آنان را به سوی هدف والای اهل بیت می کشاند و روح حماسه و قیام را در آنان گرم نگه می دارد و نفرت و انزجار آنان را نسبت به یزیدیان، افزایش می دهد . ( تولا و تبری ). در روایت بسیار جالبی از رسول اکرم (ص) نقل شده است که حضرت فرمود: کشته شدن حسین در قلوب مؤمنین چنان حرارتی می آفریند که هرگز به سردی نگراید[6]. این همان حرارتی است که فروغش راه را روشن سازد و کاخ ستمگران را بسوزاند . این حرارتی است که عاطفه و عشق را در قلوب پیروان به جوش آورد و شیعیان را بر دشمنان خدا و اهل بیت بشوراند، و در همان حال ، نور ولایت را در قلوب یاران بتاباند و انسانهای خداجوی را بر رازهای پوشیده آفرینش، آگاه سازد.



1- بحارالانوار ، ج 82، ص 88.

2- امالی شیخ مفید .

3- بحارالانوار ، ج 1 ، ص 200 .

4- بحارالانوار ، ج 44 ، ص 282 .

5- بحارالانوار ، ج 68 ، ص 80.

6- مستدرک ، ج 2 ، ص 97.

 
 
ورود

شما هنوز در سایت ما عضو نشده اید.برای عضویت اینجا کلیک کنید.

کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.