فلسفه عزاداری
عزاداری آئینی است که نشان دهنده ی حالات درونی و رفتاری است که فرد در اثر از دست دادن شیء گرانمایه ای از خود نشان می دهد و ریشه در فرهنگ هر قوم دارد و از ایدئولوژی آنها نسبت به زندگی ، مرگ و .... سرچشمه می گیرد. از روزی که بشر خلق گردیده و با پدیده ی مرگ و حوادث ناگوار روبرو شده ، با این واژه نیز آشنا گردیده است . چرا که از هر چیزی که با هستی خود در تضاد ببیند ناسازگار بوده و از نابودی گریزان است اما چون در برابر این پدیده ، قدرتی ندارد، با از دست دادن عزیزان خود ، به گریه و عزاداری پناه می برد تا این اندوه را بدین وسیله بر خود هموار سازد.
در فرهنگ و بینش ما نیز این پدیده به شهود به چشم می خورد و قسمتی از آن مورد توصیه پیشوایان دینی ما نیزبوده است و در سیره ی آنان نیز آشکار و حتی از ویژگی خاصی نیز برخوردار است. در قرآن کریم نیز به این مسأله اشاره شده که : « لا یُحِّبُ الله الجَهر بالسوءِ مِن القول الا من ظلم »
خداوند فریاد زدن و بدگویی کردن را دوست ندارد مگر از کسی که بر او ظلم و اجحافی شده است.[1]
پس دیدگاه قرآن در این مسأله روشن شد که در صورتی عزاداری و بلند کردن صدا را جایز می داند که ظلمی به کسی شده باشد. اولین نتیجه ای که از این آیه در رابطه با عزاداری گرفته می شود این است که در واقع عزاداری نوعی برائت از ظالمان است که کسی به واسطه ظلمی که به او شده فریاد کرده و بقیه را نیز آگاه سازد و ظالم را در این میان رسوا نماید.
بی تردید یکی از اقسام ظلم، تعدی به حق خداوند و حریم کردگار است چرا که ظلم های دیگر نیز در ابتدا تعدی به حق خدا و شکستن حریم اوست . پس هر ظلمی در درجه اول ظلم به خداست . کشتن امام معصوم و جانشین خدا در زمین نیز بزرگترین ظلم و تعدی به حریم ذات اقدس خداوند متعال می باشد . پس با تطابق این سخن بر آیه شریفه ، به این نتیجه می رسیم که عزاداری برای چنین کسی ، بالاترین محبوبیت را نزد خداوند خواهد داشت، باید با عزاداری و تبعات آن ، ظالم را رسوا نمود و پرده از فاجعه ای که او به بار آورده برداشت.
در واقع این فقط به معنای اشک ریختن بر اجحافی که به مظلوم رانده شده است نمی باشد بلکه بدون اشک نیز می توان با عزاداری پرده از چهره کریه ظالم برداشت .
اگر چه ظلمی که به مظلوم می شود آن قدر جانسوز است که ممکن نیست عزاداری از اشک تهی باشد اما آنچه در فلسفه عزاداری نیز گفته شده اصل برائت ظالم است .
امام حسین (ع) اولین و آخرین کسی بود که هنگام تولد ، همگان براو گریستند ، زمینه های عزاداری بر ایشان از همان روز اول شروع شد و با شهادت حضرت به اوج خود رسید، آن هم شهادت و جان فدا کردنی با فجیع ترین وضع ممکن که در زیارت مقدسه عاشورا می خوانیم .
( اعظم رزیتها فی الاسلام و فی جمیع السموات و الارض )
مصیبتی که همانند آن در اسلام نبوده و در تاریخ آسمان ها و زمین هم مثل و مانند آن به وقوع نخواهد پیوست .
و اینک هزار و چهارصد سال است که شیعه و هر روشن ضمیری از هر کیش مرام ، غمزده این هتک حرمت به حرم رسول خدا (ص) و دلخون از فاجعه کربلا است . سال ها می گذرد و بر سرخی آتش این اندوه افزوده می گردد تا به دست باقیمانده این انوار مقدس ، خاموش گردد.
فلسفه عزاداری ، نگاهی دوباره :
« آمرزش گناهان شیعیان » ، « خوشحالی رسول خدا (ص) ، فاطمه زهرا (س) و امیرالمؤمنان (ع) » ، « کسب ثواب و دستیابی به فردوس برین و روضه رضوان»، « فراموشی غصه ها و رسیدن به جوائج به حوائج توسط مؤمنان» و ... علت های گوناگونی است که در سده های گذشته تا کنون ، گویندگان و نویسندگان سطحی نگر و ساده لوح و گاه مغرض بدان ها اشاره کرده و شعاع روشنگر و زرین عزاداری های حسینی را تیره و تار کرده اند. در حالی که برخی از سخنرانان و پژوهشگران فرهیخته و اندیشمند ما، حقیقت مجالس حسینی را چونان : « مکتب تعلیمی و تربیتی»[2] در طول تاریخ معرفی کرده و با نگاهی فراتر از خواسته های خصوصی ، آثاری جاودان و ماندگار برای چنین محافلی ترسیم کرده اند.
1- نساء / 148 .
2- حماسه ی حسینی ، ج 3 ، ص 91 .