مقام اشک
اشک وضع دیگری دارد شما نمی توانید به اختیار خودت اشک بریزی اما می توانی دروغ بگویی، این نشانه حرمت اشک است این مقام منیع اشک است که اختیاری نیست و در اختیار نیست و دست انسان به آن نمی رسد و این میوه سرشاخه است و میوه سرشاخه است و میوه پائین شاخه نیست .
پای ما لنگ است و منزل بس دراز دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
انسان دلش می خواهد اشک بریزد اما این اشک را همه نمی توانند بریزند . اشک ریختن بر اباعبدالله الحسین کار ساده ای نیست از این جهت دیده اید که گاهی می خواهید بر او اشک بریزید و نمی آید، پدر و مادر ناراحتی هایشان یا روز عزایشان و از این قبیل ، گاهی انسان تجسم می کند و مسئله را به آنها ربط می دهد تا سراشک باز شود، این معنایش چیز دیگر است که این نتوانسته از بالای نخل بردارد و از شاخه های جانبی گرفته میوه سر درخت یک مزه دیگری دارد، اشکی که بر او می ریزی این اشک، شهادت می دهد که قلب تو با امام حسین (ع) صمیمی است اگر این اشک دقیقاً با ذکر او حاصل شد یعنی وضع او برای تو مجسم شد، که این تجسم وضع هم خود مطلبی دارد معنای اینکه شما سیر حرکت امام حسین (ع) را گوش می دهید این نیست که یک سلسله کلمات را گوش می دهید مطلب از این بالاتر است و انسان با تجسم آن سیر می کند و مهم مسئله اینجاست شما در حالیکه دارید تاریخ امام حسین (ع) را ورق می زنید و مطالعه می کنید یا موافقید با اقداماتش و یا مخالف ، هر جا که موافقت می کنید و قلب تو می پذیرد و تصدیق می کند تو داری با او سیر می کنی. مهم در مسئله عاشورا و گریه بر اباعبدالله الحسین(ع) و ذکر او و سیره او و حرکت او و تاریخ او این است که شنونده یا گوینده یا خواننده یا بیننده دراین حرکت قلباً سهیم و شریک می شود و شرکت قلبی یعنی اساسی ترین شرکتها، مگر شما نمی گوئید اگر کسی با امام حسین (ع) بود و در قافله او بود اما با کار امام حسین موافق نبود و معترض بود آیا این عضو کاروان هست یا نیست ؟ مسلماً نیست، پس باید بگوئیم که اگر کسی در کاروان حسین (ع) نبود اما با فعل امام حسین (ع) راضی بود و بر عمل او معترض نبود عضو کاروان است و یک دفعه این عضویتی که انسان پیدا می کند نزدیک می شود تا موقعی که بوی این قافله به مشامش می آید و این قافله در قلبش جای می گیرد و این حالتی است که اشکش جاری می شود یعنی این شخص در اتصال و ارتباط ، آنچنان نزدیک شد که وقتی رنجی برای آنها بود مثل اینکه رنج برای خودش پیدا شد و این اشک که تو می ریزی معنایش این است که این تیری که به علی اصغر خورد به من خورد و یا اگر او را درد گرفت من را درد گرفت و شما ببینید هنگامیکه بچه ناراحت می شود چرا مادر گریه می کند؟ چرا که بچه زمین خورده چرا مادرش احساس ناراحتی می کند و شیون مادرش برای چیست؟ این حلقه و ارتباطی که هست بچه را جزء مادر می کند بخاطر اینکه علاقه شدیدی نسبت به او دارد چنانکه حضرت علی(ع) در وصیت نامه به امام حسن (ع) می فرماید : ترا بعض خود یافتم مثل اینکه تکه ای از من هستی و حتی بالاتر که تو را خودم می بینم و مثل اینکه مصیبتی که بر تو وارد شده بر من وارد شده است و اگر مرگ بر تو وارد شود مثل این است که بر من وارد شده است و این مربوط به شدت علاقه است .