شواهد تاریخی که رجحان سیاهپوشی در سوگ اهل بیت را معلوم می دارد :
1ـ سیاهپوشی در سوگ جعفر طیار علیه السلام
جعفربن ابی طالب و حمزه سیدالشهدا دو تن از شاخص ترین چهره های بنی هاشم در عصر پیامبرند که هر دو حیات پر بارشان پایانی سرخ و خونین داشت. اندوه شدید حضرت رسول اکرم (ص) در سوگ آن دو، و نیز این سخن وی که به هنگام بازگشت از هجرت حبشه ( پس از جنگ خیبر) فرمود : نمی دانم از بازگشت جعفر به مدینه بیشتر خوشحال باشم یا از فتح خیبر ، اهمیت آن دو شخصیت بزرگوار را در چشم پیامبر و تاریخ اسلام نشان می دهد چنانکه مولای متقیان حضرت علی (ع) نیز سال ها بعد از آن تاریخ با اشاره به غصب حقی خویش می فرمود :
اگر حمزه و جعفر حیات داشتند این چنین حقم به تاراج نمی رفت ولی افسوس که آن دو رفتند و اینک.... به هر جهت به گفته تاریخ ، پیامبر از شهادت جعفر در جنگ موته ، سخت اندوهناک شدند و در سوگ وی و یار هم رزم و شهیدش، زیدبن حارثه بسیار گریه کردند و همچون پدری مهربان و دلسوز به خانه جعفر رفتند و بر سر کودکان یتیم وی دست نوازش کشیدند و ضمن تفقد از همسرش ( اسماء) به دیگر زنان امر فرمودند : با خانواده ی جعفر همدردی کنند و برای آنها غذا ببرند در همین جاست که بنا به نقل پاره ای از مورخین به اسماء فرمودند :
سه روز لباس سیاه و ماتم بپوش و پس از آن هر چه خواهی کن یعنی خواهی بیرون درآور و خواهی باز هم بپوش.[1]
2ـ در سوگ امام حسن مجتبی علیه السلام
ابن عساکر در تاریخ خویش بخش مربوط به شرح حال امام حسن محتبی (ع) و حاکم نیشابوری در مستدرک با سند متصل از عاشیه ی بنت سعد روایت کرده اند :
حدت نساء بنی هاشم علی حسن بن علی سنة
یعنی زنان بنی هاشم و در روایتی دیگر زنان امام حسن (ع) یکسال در سوگ آن حضرت حداد کردند .
مفهوم واژه ی ( حداد) درکلام لغو بین به نوشته ی مؤلف مجمع البحرین این است که وقتی تعبیر « حدّت المراة علی زوجها ..... » به کار برده می شود یعنی اینکه : زن بر مرگ شوهرش محزون است و لباس های اندوه بر تن کرده و زینت و آرایش را ترک نموده است .[2]
3ـ در سوگ سالار شهیدان (ع)
الف ـ در مدینه :
محدث بزرگ و معروف شیعه، مرحوم ثقه الاسلام کلینی در کتاب فررع کافی ، علامه مجلسی در بحار و شیخ حرّ عاملی در وسائل الشیعه به نقل از محاسن برقی آورده اند : فرزند امام سجاد (ع) نقل می کند که : زمانیکه امام حسین (ع) به شهادت رسید ، زنان بنی هاشم لباس های سیاه و جامه های خشن و موئین پوشیدند و از گرما و سرما شکایت نمی کردند و پدرم علی ابن الحسین (ع) به علت اشتغال آنان به مراسم عزاداری ، برایشان غذا تهیه می کردند .
نظر آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در رابطه با این حدیث :
الف ) اینکه پوشیدن لباس سیاه از صدر الاسلام مرسوم بوده است که بانوان معظمه ی شهدا، کربلا در عزای سیدالشهدا پوشیده اند و مشخص می شود روایاتی که مربوط به مکروه بودن لباس سیاه است شامل پوشیدن به طور موقت نمی شود و حدیث کراهت لباس سیاه ، فقط خاص کسانی است که لباس رسمیشان مشکی است .
ب) اینکه این حدیث بر برتری و جایز بودن پوشیدن لباس سیاه در عزای امام حسین دلالت دارد زیرا امام سجاد (ع) با آماده کردن غذا برای زنان، ایشان را ترغیب و تشویق برای این کار کرده اند[3].
ب ـ در شام :
امام سجاد (ع) در زمانیکه جنایتهای یزید ( لعنت الله علیه ) بوسیله ی خطبه ی علوی ایشان آشکار فرمودند :
وقتی که صبح شد ، یزید خطاب به حرم رسول الله (ص) کرد و گفت : بر شما چه روا دارم ؟ نزد خودم در شام می مانید یا به مدینه رجوع می کنید ؟ در حالیکه برای شما جوائزی گرانبها و درخشان است . زنان بنی هاشم فرمودند : ما دوست داریم که بر حسین (ع) توجه کنیم یزید ملعون گفت هر کاری خواستید انجام دهید آزاد هستید . سپس در دمشق ، حجره ها و خانه ها خالی شد و هیچ زن هاشمی و قریشی باقی نماند الا اینکه برای امام حسین (ع) لباس سیاه پوشید و بنا بر آنچه که نقل شده، هاشمیان هفت روز با صدای بلند گریه کردند .[4]
علامه ی مامقانی در رابطه با این حدیث می فرمایند : به درستی که لباس سیاه پوشیدن زنان در محضر امام سجاد(ع) این مطلب را کشف می کند که لباس سیاه پوشیدن در عزای ائمه مستثنی و سوای مکروه بودن است و چگونه امام سجاد صرفه نظر کند از اینکه تمام اهل بیت مرتکب چنین مکروهی که کراها شدیدی دارد بشوند .[5]
4ـ سیاهپوشی در سوگ امیرالمؤمنین (ع) :
از دلائلی که دلالت می کند بر برتری پوشیدن لباس سیاه در سوگ و عزای اهل بیت روایتی است که ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه از اصبغ بن نباته آورده است که گفت : بعد از شهادت امیرالمؤمنین (ع) داخل مسجد کوفه شدم در حالیکه امام حسن و امام حسین را با لباسهای مشکی دیدم .
علامه مامقامی در رابطه با این حدیث می فرماید: به درستی که عمل امام حسن و امام حسین حجت است و در نهایت دوری است اقدام ایشان بر مرتکب شدن عمل مکروهی که کراهت شدید دارد بلکه اقدام ایشان بر سیاه پوشیدن کاشف از برتری آن می باشد. [6]
1- مجمع الزوائد و منبع النوائد ج 2 ص 16.
2- ابن عساکر ترجمه ی الامام الحسن ص 228 .
3- سیاهپوشی در سوگ ائمه نور ص 226 .
4- بحارالانوار ج 79 باب التعزیه و الماتم .
5- مجمع الدرر علامه مامقانی .
6- مجمع الدرر فی مسائل اثنی عشریه