گريز زدن :
نقطه ي اوج مرثيه خواني مداح است كه به صورت تطبيق و پيوند حادثه اي با حادثه كربلا ، انجام مي شود.
گريه گرفتن :
امروزه يكي از هدف هاي مداحي همچنين يكي از شيوه هاي محك زدن ، ميزان موفقيت يك مداح در مداحي ، گرياندن مستمع است در ميان بسياري از مداحان ، توان گريه گرفتن از هل مجلس ، نشان موفقيت مداح به حساب مي آيد.
گوشواره :
در پايان هر بند نوحه ، مصراعهاي كوتاه يا بلندي است كه بندها را به هم پيوند مي دهد و زمينه ي ذهني را در مستمع براي پاسخ دادن به ذكر نوحه آماده مي كند. به ان مصراع ها ، اصطلاحاً گوشواره گفته مي شود.
لباس مداحي :
از گذشته رسم بوده است كه مداحان ، جهت تمايز از ديگر مردم ، كت هاي بلندي مي پوشيده اند و عبايي بر دوش مي افكندند ، پوشيدن اين لباس ، به مداح ، وقار و متانت خاصي مي بخشيده است. متأسفانه به اين رسم ، امروزه ، كمتر توجه مي شود.
لق زدن :
اصطلاحي است در سينه زني ، آن هنگام كه در سينه زني ميان عزاداران ، هماهنگي وجود نداشته باشد. گفته ميشود :
سينه زني لق مي زند.
مجلس :
همان محفل عزاداري است. مقصود مداحان از اين اصطلاح ، معمولاً برنامه ي مداحي است ، مثلاً جمله چندمجلس پياده كردم يعني چند برنامه ي مداحي ، اجرا كردم.
مجلس گرداني :
كنايه از اداره مجلس عزاداري توسط مداح يا ميان دار است.
مجلس گرفتن :
اين اصطلاح (يا : گرفتن مجلس) زماني به كار مي رود كه برنامه مداحي بر روي مستمعان تأثير بگذارد و شور و حال خاصي به مجلس بدهد.
مداح :
صيغه ي مبالغه از واژه ي مدح است. اصطلاحاً به كسي گفته مي شود كه به كار مدح و منقبت اهل بيت (عليهم السلام) مي پردازد.
مرثيه خواني :
خواندن مراثي اهل بيت (عليهم السلام) با تكيه بر لحن و آهنگ مناسب ، جهت تحريك عواطف مستمعان و آگاه كردن آنان با مصائب اهل بيت (عليهم السلام)
مصيبت خواني :
مقصود همان مرثيه خواني است. معمولاً مداحان با نقل تاريخ اهل بيت (عليهم السلام) مستمعان خود را با مصائب اهل بيت (عليه السلام) آشنا مي سازند.
مطلع :
اصطلاحاً به بيت اول كه آغاز شعر است گفته مي شود.
مقتل :
كنايه از كتابي است كه مصائب اهل بيت (عليهم السلام) در آن بيان شده است.
مقطع :
اصطلاحاً به بيت آخر شعر گفته مي شود.
مناقب خوان :
اصطلاحي قديمي ، كه بر گروهي از مداحان اطلاق مي شده است كه به نقل مناقب و فضايل اهل بيت (عليهم السلام) مي پرداخته اند.
فرد :
تك بيت از يك قالب شعري ، كه انتخاب و خوانده مي شود «فرد» نام دارد.
قصيده :
يكي از قالبهاي شعري كه مهمترين ويژگي آن طولاني بودن ابيات است. معمولاً برخي مداحان به غلط ، هر شعري را كه ابياتي طولاني داشته باشد قصيده مي نامند.
قفل زدن :
كنابه از بي شور و حال بودن مجلس است آن گاه كه مجلس ، برنامه ي مداحي را تحويل نگيرد و به اصطلاح – گريه و شوري نداشته باشد ، مداح مي گويد : «انگار به مجلس قفل زده اند!»
كسوت مداحي :
مقصود ، لباس مداحي است و كنايه از افتخار نوكري اهل بيت عليهم السلام است.
كمكي گرفتن :
آن گاه كه گروهي از يك هيات عزاداري به هيات ديگري براي عزاداري – به صورت گروهي – مي روند ، اصطلاحاً گفته مي شود «كمكي» رفته اند.
كوچه واكردن :
هنگامي كه برنامه ي سينه زني آغاز مي شود توسط مياندار مجلس و با اشاره ي مداح ، عزاداران ، صف هايي رو به هم تشكيل مي دهند. كه اصطلاحاً «كوچه واكردن» گفته مي شود.
شاه بيت :
زيباترين و برجسته ترين بيت در يك قالب شعري ، شاه بيت ناميده مي شود.
شعر :
يكي از ابزارهاي فن مداحي است. البته اين اصطلاح ، توسط برخي مداحان ، به صورت كلي به جاي نام هر قالب شعري به كار مي رود. مثلاً به غلط گفته مي شود : «چند شعر خواندم.»
شور زدن :
حالت عزاداري با زمزمه و بر سر و سينه زدن ، به صورت ممتد و بي فاصله است. معمولاً اين شيوه ، در اواخر برنامه مداحي و با هدايت مداح صورت مي گيرد.
عاشقان :
اصطلاحي است كه معمولاً از طرف مداح و منبري به عزاداران و اهل مجلس اطلاق مي شود. اين اصطلاح معمولاً زينت بخش نام هيات عزاداران يا جلسات آموزش مداحي نيز مي باشد واژه هاي ديگر مثل «عشاق» ، «محبان» و ...به همين منظور به كار مي رود.
.
عباي مداحي :
رسم است كه مداحان در جلسات آموزشي ، هنگام اجراي برنامه ، عباي بر دوش مي افكنند و مداحي مي كنند همچنين مداحان ، هنگام اجرا در هيات و مجالس مذهبي آن را بر دوش مي اندازند تا متانت و وزارت ايشان دو چندان شود.
عزاخانه :
كنايه از مجلس و محفل عزاداري است.
عزادار
به افرادي كه به مجلس عزاداري آمده و سوگوارند اطلاق مي شود
.
عشق :
اظهار محبت و علاقه به اهل بيت عليهم السلام است. اين واژه در برنامه هاي مداحي ، پر كاربرد است.
منبري : مقصود سخنران با واعظ مجلس است كه بر منبر مي نشيند و سخن مي گويد.
ميان دار: به شخصي اطلاق مي شود كه در اداره ي مجلس، مداح را ياري مي كند.
ميلاديه : شعري كه مضمون شاد داشته باشد و مداح، آن را متناسب جشن ميلاد يكي از ائمه ي اطهار يا بزرگان دين، انتخاب كرده مي خواند.
نسخه : نوشته اي كه مداح، هنگام خواندن به دست مي گيرد نسخه نام دارد.
نمك مجلس : اصطلاحاً به معناي چاشني يا جاذبه ي مجلس به كار مي رود مثلاً كفته مي شود «نام امام حسين (ع)» نمك مجلس است .
نوّاح : كسي كه در خواندن نوحه تجربه ي خاصي دارد و كارش نوحه خواني يا نوحه سرايي است.
نوحه : يكي از قالب هاي پركاربرد در مداحي است. نوحه معمولاً در اواخر برنامه ي مداحي و پس از مرثيه خواني، عرضه مي شود و در پر شور كردن مجلس و همراه نمودن مستمع با مداح نقش فعالي دارد.
نوكر اهل بيت : كنايه از افرادي كه از سر ارادت ، در محافل مذهبي به شيوه هاي مختلف خدمت مي كنند.
واحد خواني : رسم بوده كه وقتي عزاداري حركت مي كرده، مكان هاي بخصوصي متوقف مي شده است و مداح درآن حال، شعري را با آهنگ خاصي مي خوانده است مردم بدون آن كه جواب دهند سينه مي زدند. به اين برنامه در مداحي واحد خواني گفته مي شده است.
واحد نُث : در واحد خواني، گاه كه سينه زن به شور مي آيد در آن حال، يك دست و دو دست بر سينه مي زند . اين حالت نث نام دارد.
واعظ : كسي كه در مجلس اهل بيت به وعظ و ارشاد مردم مي پردازد، اصطلاحات سخنران روضه خوان نيز به همين مفهوم گاه به كار مي رود.
واگردان : به بيت ترجيع در قالب ترجيع بند، واگردان نيز گفته مي شود.
هيأتي : اصطلاحاً به افرادي گفته ميشود كه اهل شركت در مجالس اهل بيت اند و پاي منبر وعظ و عزاداري مي نشيند.
با الله كردن: كنايه از روبه قبله كردن و تمام نمودن مجلس عزاداري است.
ياحسين كِش : كنايه از ميان دار است كه لابه لاي خواندن مداح جمله هايي كه معمولاً به صورت نداست با آهنگي
كشدار مي خواند و سينه زنان نيز آن را تكرار مي كنند و يا در پاسخ مي گويند:
اي تشنه لب ! حسين واي!