پیشینه گریه و زاری

گریه و زاری در فراق و دوری نزدیکان و دوستان و ذکر مصیبت در غم از دست دادن آنان و ... از اموری است که قدمت آن به ابتدای خلقت انسان برمی گردد و سابقه ای دیرین به طول تاریخ حیات بشر دارد .

نمونه ها

1- بعد از کشته شدن هابیل توسط برادر ظالم و شقی او قابیل در روایات آمده است که حضرت آدم در مرگ او آنقدر متأثر شد که مدت چهل شب گریه و زاری ....می کرد. [1]

2- بعد از رحلت حضرت آدم (ع) پسران شیث ( نوه های او ) جسد او را در غار بردند و برای او عزاداری و طلب مغفرت می کردند .[2]

3- حضرت نوح (ع) به خاطر طغیان و سرکشی قومش و خود داری آنان از پرستش خدای یکتا بسیار گریه و ناله می کرد که بخاطر گریه و زاری بسیار او را نوح نامیدند . ( نوح یعنی نوحه گر[3])

4- حضرت ابراهیم خلیل (ع) در فراق همسر خویش هاجر و فرزندش ابراهیم هنگام وداع با آنان گریه شدیدی سرداد.[4]

5- حضرت یعقوب (ع) در فراق فرزندش حضرت یوسف (ع) آنقدر گریه کرد که بینایی اش را از دست داد. [5]

6- حضرت یوسف در زندان در فراق پدر آنقدر گریه کرد که موجب ناراحتی سایر زندانیان می شد .[6]

7- حضرت زکریا (ع) در شهادت فرزندش یحیی (ع) نیز سوگواری و عزاداری نمود .[7]

گریه چیست ؟

گریه از ویژگیهای انسان ها بوده و ره آوردهایی چون افزایش عمر، سلامتی روحی و جسمی ، تهی سازی وجود از غبار و غم و اندوه ، فراهم کردن فضایی روشن از معنویت ، سبکبالی و آرامش روانی برای انسان به دنبال خواهد داشت . امام صادق (ع) ؛ گریه را موهبتی الهی دانسته که توسط آن رطوبت مغز انسان جدا می شود؛ رطوبت هایی که زمینه ساز دردهای بسیاری در وجود آدمی می شود. گریه ، افراد را از کوری نجات بخشیده، سلامتی و تندرستی بدن را به همراه می آورد و به دنبال آن، حالت نشاط، سبکبالی و طراوت روحی برای انسان فراهم می سازد. [8] اندیشمندان به هنگام تعریف چنین می گویند :

« ریزش اشک از دیدگان انسان، همراه با غم و زاری و گاه با سخن و زمزمه ، گریه نامیده می شود.[9]»

حضرت امام خمینی (ره) با اشاره به آثار بسیار ارزشمند گریه و ابعاد گوناگون آن، « جلوه ی روحی روانی اشک» را مورد توجه قرار داده و با این نوع نگاه ، گریه را ستوده است.[10]

شکسپیر معتقد است : « اندیشه ها، رویاها ، آه ها، آرزوها و اشک ها از ملازمان جدا ناپذیر عشق هستند و عشقی که با اشک های چشم شستشومی شود ، همیشه پاکیزه و زیبا خواهد ماند.[11]»

تعریف گریه :

قدم اول در بررسی یک شی ء تعریف آن است، لذا ابتدا به تعریفی مختصر از آن می پردازیم . گریه آنچنان قرین آدمی است که چندان نیازمند به تعریف نیست، به طور مثال در برخی کتب تحقیقی تعریف گریه ـ که معادل بکاء در فرهنگ عرب است ـ چنین آمده است : « هُوَ ما یُقابِلُ الضّحک» : « آنچه مقابل خنده است .[12]»

البته این تعریف ممکن است در عمل چندان کارایی نداشته باشد. چرا که تعریف خنده نیز خود ، در خور تأمل و دقت است و شاید تعریف فوق به نوعی بر واضح بودن مفهوم خنده و گریه نزد بشر ، دلالت داشته باشد .

گریه و خنده دو علامت است نه حال :

هرانسانی با علم حضوری و بی نیاز از برهان و تأمل ، بارها امور بهجت آور و یا غمبادی را تجربه نموده وانبساط و انقباض روحی ناشی از آن را نیز به خاطر دارد. به دنبال هر انبساط و انقباضی که در درون روح و روان انسان اتفاق می افتد، یک سری تظاهرات جسمی بروز می کند که از آنها به خنده یا گریه تعبیر می شود. البته نه همیشه انبساط روحی همراه خنده است و نه گریه الزاماً نشانه انقباض روحی و غمزدگی ، زیرا گاهی دیده می شود که انبساط روحی شدید به صورت گریه و انقباض روحی فوق العاده نیز خود را به صورت خنده بروز می دهد.

خنده و گریه در حقیقت ، علائمی هستند که از وقوع تحولات در درون روان انسان حکایت می کنند. مطلب جالب دیگر اینکه هر کدام از حالات فوق ، در صورت طولانی شدن ، نتیجه متضاد با حالت طبیعی را باعث می شوند . مثلاً خنده طولانی باعث انقباض روحی می شود. البته حالات فوق بسیار متفاوت است و حتی بسته به موضوع و علت ، هر کدام، صورت های مختلفی را پذیرا می گردند .

رابطه گریه و خنده با اشک

رابطه گریه با اشک، آنچنان عمیق و ریشه دار است که گاهی در فرهنگ بشر، این دو به جای هم بکار می روند و گریه ی شوق که حاصل غلبه ی شدید بهجت و سرور است نیز مقارن با اشک می باشد. از قدیم نیز معروف بوده که اشک ناشی از غم، گرم است و با اشک شوق که مایه ی خنگی و روشنی چشم است ، تفاوت دارد و اصطلاح «قرة العین» تز خکیم بیمش مشأت گرفته ، چرا که اشک شوق به واسطه خنکی اش ، مایه خنگی و روشنی چشم است . به هر تقدیر اشک شوق و غم به منزله ی دو روی یک سکه اند که پشتوانه آن جان فردی است که اشک می ریزد، لذا اشک خون حضرت آدم ، در فراق دوست با اشک شوق حضرت خاتم جبران شد آنجا که فرمود : « و قرة عینی فِی الصَّلوة» چرا که نماز مایه روشنی چشم و شهود همان امری است که آدم ابوالبشر در فراق آن اشک خون ریخت !

منشأ آثار، ابعاد و انواع گریه

سرچشمه ی گریه «عاطفه و احساس» است که در پی شوق و عشق ، شکست و تنگدلی ، محرومیت و یأس ، پیروزی و شادکامی و یا حزن و اندوه از آسمان دیدگان ریزان می شود .[13]

آثار اجتماعی گریه، تطف و مهربانی، همدلی و هم سویی و شکل گیری حالات روحی است و آثار سیاسی آن ، ادامه دادن راه و حرکت محبوب، شرکت در حماسه ی عزیز از دست رفته، تصمیم به تقویت آرمان وی و همدلی با افکار و خواسته های او خواهد بود . آنگاه که جلوه ی اعتقادی اشک را بنگریم به افزایش شور و عشق نسبت به باورهای آسمانی محبوب، تصمیم به یکرنگی و هم سویی با عقاید پاک و الهی وی، دریافت پیام های روشنگر و روشنی بخش با صفات تابناک و اندیشه های ناب معشوق می توان اشاره کرد. و این آثار بدان خاطر است که گریه، مظهر شدیدترین حلالات احساسی انسان است و چونان سیری در ژرفای وجود و تهییج تمامی عاطفه، عشق و حس آرمان گرایی است ، که بدین سان خود را ظاهر می کند. آنگاه که اشکی حقیقی، از عمق وجود بریزیم ، از سرچشمه ی عاطفه و احساس خود نوعی مهربانی و هم سویی اجتماعی ، تصمیم راسخ در ادامه ی راه محبوب و شرکت در حماسه سیاسی معشوق و یکرنگی با عقاید و باورهای ناب آسمانی وی در جلوه های اعتقادی در وجودمان ایجاد می شود ، در این هنگام سخن امام خمینی (ره) به خوبی لمس می شود که می فرمود : « مسأله، مسأله گریه نیست، مسأله ، مسأله تباکی [ خود را به شکل گریه کنندگان درآوردن] نیست . ائمه با همان دید الهی که داشتند می خواستند این ملتها را با هم بسیج کنند و یکپارچه کنند، از راههای مختلف، اینها را یکپارچه کنند تا آسیب پذیر نباشند.[14]» ابعاد مختلف اشک چنان است که پزشکان آثار جسمانی فراوانی برای آن بیان کرده اند، روان شناسان از تأثیر مثبت گریه بر روح و روان ، نکات ارزنده ای بازگو نموده اند، علمای اخلاق، اشک دیدگان را نشان نورانیت دل و گیرندگی فراوان قلب شمرده اند و جامعه شناسان ، تسلط سخنرانان را بر گریه و خنده ی مخاطبان خود، تسلط بر تمامی وجود آنان دانسته اند. « دارون » در کتاب « بیان احساسات و تألّمات در انسان و حیوان» ریزش اشک را برای حیواناتی همچون فیل بیان می کند اما برخی دیگر سخن او را رد کرده ، گریه را ویژگی خاص انسانها شمرده اند[15] . اندیشمندان گریه را دارای انواع گوناگونی دانسته اند که برخی از آنها عبارتند از: گریه ی شوق ، گریه ی حزن، گریه ضعف، و زبونی ، گریه پیروزی و سربلندی و گریه دروغین . بی شک گریه واقعی و اشک عاشقانه ، زبان دل است و فریادی است در سکوت، فریادی که نشان از ضعف و زبونی نداشته بلکه سخن احساس و نشان نیت ناب آدمی است .

حال گریه ی ما در محافل سوگواری ، گریه ی ضعف و زبونی است یا گریه ی حزن؟ و یا گریه ی پیروزی و سربلندی ؟

رهبر انقلاب، حضرت امام خمینی ( ره ) پاسخ این پرسش را چنین بیان می کند:

« شاید غربزده ها به ما می گویند که ملت گریه .... اگر چنانچه واقعاً بفهمند و بفهمانند که مسأله چه هست واین عزاداری برای چه هست و این گریه برای چه اینقدر ارج پیدا کرده و اجر پیش خدا دارد، آن وقت ما را ملت گریه نمی گویند ، ما را ملت حماسه می خوانند.[16] ما باید به شهیدمان گریه کنیم ، فریاد کنیم ، مردم را بیدار کنیم... با این هیاهو، با این گریه با این نوحه خوانی، با این شعر خوانی، با این نثر خوانی ما می خواهیم این مکتب را حفظ کنیم ، چنانکه تا حالا حفظ شده، باید این نکته را هم به مردم گفته بشود، تذکر داده بشود که آقا قضیه ی روضه خانی قضیه ی این نیست که من یک چیزی بگویم و یکی هم گریه کند. قضیه این است که با گریه حفظ شده است این [ مکتب] . »[17]

مکتبی که دارای دو بُعد اثر گذار است، از یک سو جلوه ای عقلانیع منطقی و برهانی دارد و از سوی دیگر جلوه ای عاطفی و احساسی ، به گونه ای که آموزه های حرکت آفرین آن تا اعماق جانهای پاک نفوذ می کند و تمامی توان انسان را به خروش و عشق وا می دارد ، چنین مکتبی همیشه زنده ، پاینده و بالنده خواهد بود.

ویکتور هوگو می گوید :

« خوشبخت آن کسی است که خدا به او دلی بخشیده که شایسته ی عشق و سوز و گداز است. هر کسی اوضاع عالم و قلب انسانی را در آیینه ی دو روی عشق و درد ندیده باشد، او هیچ حقیقتی را ندیده و از دنیا چیزی نفهمیده است.[18]»

گریه ی صادق و گریه ی کاذب [19]

دو مقوله ی گریه و خنده علامت یک تحول روانی است و هر علامتی دارای وجودی طفیلی بوده و هستی اش فرع بر وجود صاحب علامت است لذا در علامت بودن خود گاهی صادق است و زمانی کاذب ، از این رو باید به تطبیق بین علامت و صاحب علامت پرداخت تا روشن شود که علامت در شهادت خویش صادق است یا کاذب بر این اساس هم گریه و هم خنده به دو نوع صادق و کاذب ، قابل تقسیم است: گریه صادق گریه ای است که حاکی از تحول روحی صاحب گریه اعم از غم یا شادی باشد و در مقابل آن گریه کاذب قرار دارد که سراب [20]گونه، تظاهر به وقوع تحول روانی می نماید . نمونه هر دو نوع گریه در قرآن کریم آمده است .

نمونه ی گریه ی کاذب و ساختگی ، گریه برادران یوسف است که پس از آنکه آن حضرت را در چاه انداختند شب نزد پدر آمده تظاهر به نارحتی نمودند ؛ « وَ جاؤوأ اباهُم عِشاءِ بیکون».[21]

از جمله گریه های صادق که قرآن کریم ذکر می کند آیه 29 از سوره مبارکه دخان است : « فَما بَکَتْ عَلَیهِمُ السماء و الارض » که در مورد قوم نوح می فرماید : از آنجا که قوم مزبور ظالم و مستحق عذاب بودند آسمان و زمین بر آنان گریه نکرد و مثال روشن تر گریه صادق را آیه 109 سوره مبارکه اسراء بیان می دارد که از مؤمنینی یاد می کند که هنگام استماع آیات الهی با خشوع به سجده افتاده و گریه می کنند : « وَ یَخِرونَ للاذقانِ یَبکُونَ و یزیدُهم خُشوعاً » .

بهر حال با استفاده از همان آیه قبلی نیز می توان گریه صادق و کاذب را استنباط نمود: « تعرف الاشیاء با ضدادها »


1- بحارالانوار ، ج 11، ص 44.

2- دین در عصر جاهلیت ، ص 56.

3- بحار الانوار ، ج 11 ، ص 287.

4- بحار الانوار ، ج 12، ص 114 روایت 47- 45 .

5- قرآن کریم ، سوره یوسف ، آیه 84.

6- بحار الانوار ، ج 12 ، ص 264 .

7- علل قیام امام حسین ، ص 64 .

8- توحید مفضّل ، ترجمه علامه ملا محمد باقر مجلسی ، ص 62.

9- مفردات الفاظ القرآن ، ص 58 ، مجمع البحرین ، مجلّد اول، ص 234، فرهنگ بزرگ جامع نوین ، ج 1 ، ص 108 .

10- سخنان امام خمینی در دیدار با جمعی از روحانیون ، 29/ 8/ 58 ، صحیفه نور ، ج 10 ، ص 218.

11- چکیده ی اندیشه ها، ج 1، ص 250 .

12- حسن المصطقوی ، التحقیق فی کلمات القرآن ، ص 325 .

13- جواد محدثی

14- بیانات امام در جمع وعاظ و خطبای مذهبی، 14/ 8 / 59 ، صحیفه نور، ج 13، ص 153 .

15- حماسه حسینی ، استاد شهید مطهری، ج 3 ، ص 95و 94.

16- صحیفه ی نور، ج 8، ص 71.

17- همان ، ج 16، ص 209.

18- چکیده ی اندیشه ها ، ج 1 ، ص 250 .

19- بحث تباکی که در فرهنگ دینی آمده، خارج از بحث فعلی است . تباکی به معنای حزین نشان دادن وضعیت ظاهری انسان است نه گریه دروغین او و بیشتر رعایت ادب ظاهری را در بر دارد چرا که بیشتر با هیأت ظاهری سرو کار دارد.

20- سراب علامت کاذب وجود آب است در حالی که « سبزه زار» علامت صادق آن به ازای این دو « گریه صادق» و « گریه کاذب» وجود دارد که اولی علامت کاذب تحول روانی است و دومی در علامت بودن خود ، صادق است .

21- یوسف / 16

 
 
ورود

شما هنوز در سایت ما عضو نشده اید.برای عضویت اینجا کلیک کنید.

کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.