نوحه های امام صادق
« حجت حق»
حضرت صادق ز جفا کشته شد
شیعه بریز اشک غم از دیدگان
از دل غمدیده برآور فغان
سرور اقلیم ولا کشته شد
حضرت صادق ز جفا کشته شد
عالم و آدم به فغان زین عزا
جن و ملک نوحه کنان زین عزا
حجت حق سرور ما کشته شد
حضرت صادق ز جفا کشته شد
آه ز منصور لعین دغا
کشت و ز کین امام و مولاى ما
مظهر الطاف خدا کشته شد
حضرت صادق ز جفا کشته شد
لطف خدا در دو جهان یار ماست
چارده انوار مددکار ماست
نجل پیمبر ز جفا کشته شد
حضرت صادق ز جفا کشته شد
شیعه از این غم به نوا سر به سر
در این عزا به ناله و دیده تر
وارث شاه اولیا کشته شد
حضرت صادق ز جفا کشته شد
*** 1189 ن 050 عباس جوادی ، 004 - 239 ، شاعر: آذر ***
« جان پیغمبر »
پر کشم سوى زهرا، راحت گردم از غمها
با جام زهر دشمن، حاجتم گشته روا
دلتنگم اى مدینه، خسته از جور و کینه
مىسوزم از غم یار، شعله دارم به سینه
مادر اى جانانه ام، بى تو در غمخانه ام
همچو تو دشمنم زد، آتشى بر خانه ام
وارث حیدرم من، جان پیغمبرم من
از همه اهل عالم بنگر غریب ترم من
مظلومم و غریبم، داغت برده شکیبم
سوى بالینم بیا، اى که هستى طبیبم
همه دارو ندارم، به دل عشق تو دارم
یک دم کنارم نشین، تا به تو جان سپارم
*** 1190 ن 050 ، (سبک : اول مظلوم ) (هستم غریب و تنها) ***
« امیر مکتب »
ساقى صدق و صفا، کشته ى زهر جفا
فداى تو شوم اى، جلوه ى نور خدا
ناله کنم ز غمت، گوشه ى دل حرمت
اى همه جود و سخا، دست من و کرمت
من که گداى توام، مست ولاى توام
اگر اجازه دهى، به خاک پاى توام
دارو ندار منى، همه قرار منى
به وقت بى کسىام،چاره ى کار منى
گل مدینه تویى، قرار سینه تویى
کشته ى جرعه ى زهر، به جور و کینه تویى
عزیز فاطمه اى، نور دل همه اى
به غربت و غم ما، تویى که خاتمه اى
رئیس مذهب ما، امیر مکتب ما
نام تو اى گل من، همیشه بر لب ما
*** 119 ن 050 - عباس جوادی ، سبک : صاقی صدق و صفا عزیز فاطمه وای (4)***
« طعم سوختن»
کوچه هاى مدینه دوباره یه غریب دیده
یکى رو پاى برهنه روى خاکا کشیده
دوباره عمامه از سر یه مظلوم افتاده
کوچه این منظره رویه بار دیگه هم دیده
غریبونه یکى رو از توى خونه مىبرند
وقتى که مىبرندش صداى ناله شنیده
دوباره غوغا شده تو کوچه ى بنى هاشم
نمىدونم چه کسى به دنبالش مىدویده
تو همه عالم و آدم انگارى فقط خدا
غریبى رو بر اهل این کوچه آفریده
شبونه سجاده رو هم از زیر پایش کشیدن
اینقدر غریبى رو کسى تو دنیا ندیده
یه بار دیگه به آشیونهاى آتیش زدن
طعم سوختن و دوباره در خونه چشیده
کجاست اون خونهاى که مردم شهر سوزوندنش
کجاست اون بانوى غم دیده و قامت خمیده
کجاست اون در شکسته کجاست اون چادر و خاک
کجاست اون کودکى که بعد کوچه نخندیده
صداى ناله میاد یکى میگه واى مادرم
زیر دست و پا یه گل به خاک و خونهاتپیده
هر کى تو مدینه جون بده با غربت و غم
مىبینه یه قد کمون لحظه ى آخر رسیده
خاک غربت بقیع داره شهادت میده باز
یه غریب دیگه تا به آسمون پر کشیده
*** 1192 ن 050، سبک : مزنیدم داغ دارم جان دهم ، یا سوز سینه (2) من غریبم در مدینه **
«محفل ماتم»
رود از دیده ها گوهر
که شد کشته ششم رهبر
شده غرق عزا یک سر
ز داغش یثرب و بطحا
از این غم آه و واویلا
کلام الله ناطق را
ولى امر خالق را
ششم نور حقایق را
به زهر افکنده اند از پا
از این غم آه واویلا
همان منصور نامنصور
به زهر آلوده کرد انگور
بدان خاموش کردآننور
که مىگرید ز غم زهرا
از این غم آه واویلا
به جنت حضرت خاتم
نهاده محفل ماتم
ز داغش اشک غم هردم
روان گشته به دامان ها
از این غم آه واویلا
امام جعفر صادق
به حق بر پا به حقناطق
شده زان شوم نالایق
شهید و رفت از این دنیا
از این غم آه واویلا
کمال و حکمت و عرفان
بطون دانش قرآن
به خاک آن چهره شد پنهان
دریغ آن سیرت و سیما
از این غم آه واویلا
*** 1193 ن 50 0 ، عباس جوادی ***
« زمزمه ى قدسیان »
غرق عزا از غمت، اهل دو دنیا شده
خون جگر از ماتمت، حضرت زهرا شده
بانگ غریبى تو، مىرسد از هر کران
طعمه ى باد فنا، هستى دنیا شده
گشته عزادار تو، سلسله انبیاء
رخت عزا بر تن، حضرت طاها شده
جمله سیه پوش تو، حور و ملک سر به سر
نغمه ى اهل جنان، ناله و غوغا شده
زمزمه ى قدسیان، ضجه ى هفت آسمان
شعله ور از داغ تو، جنت اعلى شده
شهر مدینه هنوز، بر تو کند ناله ها
یکسره در اشک و خون، دیده و دلها شده
حلقه ى ماتم زده، جمع خلایق همه
چون پسر فاطمه، کشته ى اعدا شده
*** 1194 ن 050، سبک: حلهام احرام خون ***
« دلبر فرزانه»
در گوشه ى هر خانه، محزون و غریبانه
بر شمع عزاى تو، دلها شده پروانه
هر دل شده در داغت، چون خیمهاى از ماتم
هر گوشه کسى گرید، تنها و غریبانه
در سینه غمى دارم، از غربت دلدارم
ماتم زده ى یارم، قلبم شده غمخانه
باچاک گریبانم، نوحه ز غمت خوانم
سر گشته و نالانم، اى دلبر فرزانه
چون شیشه ى عمر من، بشکسته به سنگ غم
باتیشه اندوهت، قلبم شده ویرانه
چون داغ عزایت را، باشمع دلم گفتم
مىسوزد و مىنالد، در کنج عزاخانه
یک کوچه پر از درد و یک خانه پر از آتش
بیرون شده نیمه شب، از خانه و کاشانه
اندوه مدینه را، جانا به که گویم من
کز غصه ى جانسوزش سوزد دل دیوانه
من تربت پاکت را، بر دیده کشم هر دم
چون عطر بهشت است و بوى گل و ریحانه
کى گفته بود قبرت، بى شمع و چراغ اى گل
یک ماه کمان تابد، برخاک تو جانانه
خود مهر جهان تابى، در خاک عزا خفته
مهتاب شب افروزى، اى ماه حرمخانه
بانوى سیه پوشى، رو سوى بقیع آمد
بر قبر تو مىگرید، با اشک گهر دانه
مادر به برت نالد، باقد کمانىاش
ماتم زده جان دادى، با کینه بیگانه
مشتاق بقیعم من، راهم بده اى جانا
تا که دهم از شوقش، جان بر سر شکرانه
*** 1195 ن 050 سبک: یاران چه غریبانه ***
« قرآن ناطق »
قرآن ناطق کشته شد واى واى!
امام صادق کشته شد واى واى!
از جور منصور دغا واى واى
مدینه شد ماتم سرا واى واى
زهرا عزا بهر پسر گرفته
امام صادق را به بر گرفته
موسى بن جعفر در عزاست امشب
مدینه همچون کربلاست امشب
عباسیان کار یزید کردند
امام صادق را شهید کردند
از داغ صادق دل ما شکسته
زهر جفا بر جگرش نشسته
امام صادق قبله گاه راز است
سفارش آخرش از نماز است
گناه آن مولا چه بود منصور
که زهر تو جانش ربود منصور
مدینه آن ودیعه را چه کردى
ششم امام شیعه را چه کردى
شکسته قلب فاطمه ز داغش
سلام ما به قبر بى چراغش
از زهر سوزان پیکرش بسوزد
خانه ى او چون مادرش بسوزد
*** 1196 ن050 عباس جوادی ***
« پیکر مسموم »
من غریبم مادرم
گشته مسموم پیکرم
بنشین در کنار نعش من
به یاد شهید بى کفن
یوسفى با کهنه پیرهن
واغریبا، واغریبا، واغریبا، زهرا زهرا (2)
رئیس مذهبم من
بنگر جان بر لبم من
خون جگر از زهرکینه ام
مانده داغ تو به سینه ام
کشته ى زخم مدینه ام
واغریبا، واغریبا، واغریبا، زهرا زهرا (2)
آیى هر دم به یادم
از غم تو جان دادم
مسموم زهر جفا هستم
غل بود بر گردن و دستم
همچو پهلوى تو بشکستم
واغریبا، واغریبا، واغریبا، زهرا زهرا (2)
***1197 ن 050، ( سبک: سیدى کن نگاهم)***
« عزاى آسمان »
تا که دل بر غمت دادم، غریب من غریب من
شده رخت عزا بر تن، ز ماتم اى، غریب من غریب من
دل خونم چو یک شقایق
شده در نوحه چون خلایق
همه هستى به آه و ناله
ز غمت اى امام صادق
گل زهرا امام صادق (2) [(4)]
آسمان در عزاى تو، به اشک و آه، نوحه گرت نوحه گرت
شد مدینه براى تو، چو قتلگاه، چو مادرت، چو مادرت
بانویى با دو چشم خونبار
شکوه دارد به نزد دادار
در عزا و غریبى تو
فاطمه هم شده عزادار
گل زهرا امام صادق (2) [(4)]
تا ابد در دلم دارم، به یاد تو، باغ خزان، باغ خزان
که بنالد مادر تو، دوباره با، قد کمان، قدکمان
اى که از حق شدى تو محروم
همچو جدت غریب و مظلوم
آخرین امر تو نماز است
جان فداى آن لب مسموم
گل زهرا امام صادق (2) [(4)]
*** 1198 ن 050، (سبک:تا که دل بر غمت دادم)***
« زهر کین »
صادق آل رسول
میوه ى قلب بتول
کشته شد در راه دین
یا امیرالمومنین
زهر کین زد شررش
شده پاره جگرش
از جفاى مشرکین
یا امیرالمومنین
بهر نشر عدل و داد
بى کسانه جان بداد
رهبر اهل یقین
یا امیرالمومنین
بسکه در تاب و تبم
جان رسیده بر لبم
خون شده قلب حزین
یا امیرالمومنین
جان من آمد به لب
روز من گردیده شب
از جفاى مشرکین
یا امیرالمومنین
کربلایى نوحه گر
خاک غم بنما به سر
زین مصیبت دل غمین
یا امیرالمومنین
*** 1199 ن 050 عباس جوادی ***
« زاده ى زهرا »
غرق به خون از غمت، جام شقایق
پرپر ز داغت شده هر گل عاشق
گردیده بر پا
ناله ى زهرا
مسموم اعدا شده حضرت صادق( (2)
ناله کند در عزاى تو پیمبر
در غم تو نوحه خوان گردیده حیدر
عزیز زهرا
کشته ى اعدا
گریه کن ماتمت جمع خلایق (2)
غرق به خون از غمت، جام شقایق
پرپر ز داغت شده هر گل عاشق
اى گل طاها
زاده ى زهرا
رئیس مذهب تویى به امر خالق (2)
غرق به خون از غمت، جام شقایق
پرپر ز داغت شده هر گل عاشق
*** 1200ن 050، ( سبک:غرق به خون)***
« یادگار مرتضى»
اى مدینه بى قرارم،عازم دیدار یارم
وقت جان دادن به قلبم، جز غم دلبر ندارم
آتشى دارم به سینه، از نگارى بى قرینه
در دلم گردیده بر پا، از غریبى یک مدینه
امان امان اى دل (2) ((2))
یادگار مرتضایم، ساقى صدق و صفایم
من غریب بن غریبم، وارث کوى جفایم
دشمنم شعله برافروخت، آتشى زد خانه ام سوخت
این جفاها را عدو از، ماجراى کوچه آموخت
امان امان اى دل (2) ((2))
کوچه هاى شهر ماتم، غرق درد است و پر از غم
مىرسد گویا هنوز از، زیر خاکش ناله هر دم
قاتلم شد داغ جانان، از غم او مىدهم جان
پر گشایم سوى او که، در برم گردیده مهمان
امان امان اى دل (2) ((2))
*** 1201 ن 050، (سبک:اى همه دارو ندارم)***
« فرمانده مذهب»
اندر مدینه، اى خدا محشر به پا شد
فرمانده مذهب، شهید اشقیا شد
رخت عزا بر قامت اهل ولا شد
از شیعیان بانگ اماما بر سما شد
روز عزا شد محشر به پا شد
شد کشته از زهر جفا امام صادق
آن حجت دین خدا قرآن ناطق
استاد دانشگاه این بحر حقایق
مسموم شد از زهر منصور دوانق
از این مصیبت بر سما شور و نوا شد
روز عزا شد محشر به پا شد
زهرا به جنت زین مصیبت دیده گریان
رخت عزا بر قامت ختم رسولان
شیر خدا ناله کند از جور عدوان
شد کشته صادق از براى نشر قرآن
از ماتمش ارض و سما ماتم سرا شد
روز عزا شد محشر به پا شد
*** 1202 ن 050 ***
« صاحب مذهب »
صاحب مذهب تویى، اى ثمر فاطمه
نغمه ى هر لب تویى، اى پسر فاطمه
معنى قرآن و دین، مظهر نور مبین
حال مرا هم ببین، اى ثمر فاطمه
ذاکر نام توام، عبد غلام توام
مست کلام توام، اى گهر فاطمه
در شب ظلمت شدى، نور درخشان راه
همچو ستاره تویى، در سحر فاطمه
غریب اهل کسا، یکسره میراث تو
شد ز غریبى تو، خون جگر فاطمه
شهر مدینه بود، شاهد مظلومىات
کشته تو را دشمن خیره سر فاطمه
زهر جفا داده و خانه ات آتش کشید
بهر تو گرید هنوز، چشم تر فاطمه
*** 1203 ن 050، ( سبک: اى که مرا خوانده اى) ***
« یاد نینوا »
من وارث همه، غمهاى عترتم
مانند فاطمه، در اوج غربتم
رئیس مذهبم، یا زهرا بر لبم ( دلخون زینبم) (2)
جد مظلوم حسین (4) یا ( آه و واویلتا) (3)
من در مدینه و، در یاد نینوا
گردیده شعله ور، قلبم چو خیمه ها
اشک آید از دوعین، گویم با شور و شین ( در زیر لب حسین ) (2)
جد مظلوم حسین (4) یا ( آه و واویلتا) (3)
گردیده قاتلم، در وادى بلا
اندوه مادر و غمهاى کربلا
با دیده هاىتر، دلخون و خون جگر، ( شد موسم سفر) (2)
جد مظلوم حسین (4) یا ( آه و واویلتا ) (3)
*** 1204 ن 050 ( سبک: اى روح پیکرم) ***
« قرآن ناطق »
تو ذکر عشقى بر لب ما، تویى نواى هر شب ما
تویى رئیس مذهب ما روى به سوى فاطمه (2) (2)
به شوق روى فاطمه
دشمن پر ز کینه ات
شعله زده به سینه ات (2)
بهشت من بقیع تو
قبله ى من مدینه ات
یا حضرت صادق مدد (2) (2)
[مزار پاکت، قبله ىجان
سرود نامت، ورد مستان
ز کینه ها و جور دوران به غم نمودى زمزمه( (2) (2)]
تویى امام ما همه
( گل شقایق منى
قرآن ناطق منى (2) )
شفیع روز محشر و
امام صادق منى
[ یا حضرت صادق مدد (2) (2)]
*** 1205 ن 050، ( سبک: سخن بگو اى هم زبانم)***
« داغ جانسوز »
دوباره در ماتم نشسته مکتب ما
از داغ جانسوز رئیس مذهب ما
امام صادق امام صادق
در دل ما محفل ماتم فزون است
دیده ما سینه ما لبریز خون است
از خون دل این آب و گل آلاله گون است
نشسته آه و حسرت و غم بر لب ما
بر غربت شیخ الائمه دیده گرید
بر آن تن از زهر و غم کاهیده گرید
با یاد قبرش این دل غمدیده گرید
باشد طواف قبر پاکش مطلب ما
وقتى شرر زد زهرکین بر پیکر او
آتش گرفت و سوخت از پا تا سر او
شد بسته با دست شهادت دفتر او
داغش بود هم مجلس روز و شب ما
یارب از آن مظلوم عدل آیین چه دیدید
کاین سان قباى ظلم بر قدش بریدند
سجاده را از زیر پاى او کشیدند
مسموم از کین شد رئیس مذهب ما
روز عزاى صادق آل رسول است
خون جگر جارى از چشمان بتول است
آه ملال از دل بکش مهدى ملول است
در ماتمش خیزد ز دلها یا رب ما
*** 1206 ن 050 ***
« کنج زندان»
کشیده ام پر سوى حبیب (منم غریب) (2)
غریب عالم شده نصیب (منم غریب) (2)
کنج زندان یوسف زهرا
مىدهد جان غریب و تنها
انا المظلوم
در غل و زنجیر دشمنم (خون به تنم) (2)
بمانده جایش بر بدنم (خون به تنم) (2)
مىچکد خون ز پیکر من
بشکسته بال و پر من
انا المظلوم
رفته ز جان و دلم قرار ( ز داغ یار) (2)
دهم به راهش دارو ندار ( ز داغ یار) (2)
شده پایان انتظارم
تا که مادر رسد کنارم
انا المظلوم
*** 1207 ن 50 0 ( سبک: اى همه نیروى لشگرم) ***
« تکرار غم »
باز هم تاریخ غم تکرار شد
ظلم یثرب باز هم تکرار شد
باز هم یک خانه را آتش زدند
پیش بلبل لاله را آتش زدند
باز هم گلچین شقایق راشکست
حرمت قرآن ناطق را شکست
باز گلچین رمق از گلخانه برد
عندلیب عشق را از لانه برد
باز از بیداد قلبى خسته شد
باز دست رادمردى بسته شد
باز هم در پیش چشم کودکان
یک پدر با دست بسته شد روان
*** 1209 ن050 ***
« قرآن ناطق »
امشب امام هفتم تنها بگرید
منصور دون بخندد، زهرا بگرید
شد پاره قلب قرآن ناطق
امام صادق، امام صادق (2)
استاد کل هستى با جسم خسته
رفته از این جهان با، دلى شکسته
دردا که کشته منصور، مولاى ما را
فرزند زهرا و حجت خدا را
شد پاره قلب قرآن ناطق
امام صادق، امام صادق (2)
یارب من آرزوى مدینه دارم
شاید به خاک قبرش صورت گذارم
دوباره داغ شیعه، گردیده تازه
دارد نگاه حسرت، بر آن جنازه
شد پاره قلب قرآن ناطق
امام صادق امام صادق (2)
آخر ز زهر منصور، مولا فدا شد
اعضاى او چو قرآن، از هم جدا شد
تابوت او به دوش اهل مدینه
زهرا زند از این غم، بر سر و سینه
شد پاره قلب قرآن ناطق
امام صادق، امام صادق (2)
*** 1210 ن 050***
« گداى در به در »
دل من تنگه برا گردوغبار بقیعت
آرزو دارم بیام پشت دیوار بقیعت
دین من ولایتت، عشق من محبتت
همه هستیمو مىدم، براى زیارتت
تو خیالم همیشه مرغ دلم تو مدینه ست
چى مىشه یه بار منم بیام کنار بقیعت
تا که جون بدم برات، پیش قبر باصفات
یا که قربونى بشم، پیش پاى زائرات
مىدونم نیمه شبا یه زائرخسته دارى
روى مادر مىشه ماه شب تار بقیعت
تو رو جون مادرت، نگا کن به نوکرت
یه نگاهى کن به این، گداى دربه درت
*** 1211 ن 050، سبک: ( دل من تنگه برات...) ***
« شمع سحر »
( قرآن ناطقم
ساقى صادقم) (2)
( رو سوى فاطمه ام
یا زهرا زمزمه ام) (2)
واویلا واویلا(4)
(با زهر دشمنان
برلبم گشته جان) (2)
بشکسته بال و پرم
خون گشته چشم ترم
اى مادرم ماتم تو
مىآید در نظرم
واویلا واویلا(4)
( داغ کرببلا
مىسوزاند مرا )(2)
من که شمع سحرم
غمها باشد ثمرم
یاد اندوه حسین
مىسوزاند جگرم
واویلا واویلا(4)
( من نور دلهایم
محبوب طاهایم) (2)
من پور فاطمه ام
با او در زمزمهام
بر حیدر وارثم و
عشق و جان همه ام
واویلا واویلا(4)
*** 1212 ن 050، سبک:( شیر این صحرایم ) و (با رمزیا...) ***
« جسم مسموم »
یا زهرا کن نظاره ام، نظاره ام نظاره ام
سوزان همچون ستاره ام، ستاره ام ستاره ام
در دل داغ تو دارم - از غصه جان سپارم
غریبا واغریبا(3)
من وارث غم تو در، مدینه ام مدینه ام
مانده اندوه و داغ تو، به سینه ام به سینه ام
مانند تو غریبم، یادت باشد طبیبم
غریبا واغریبا(3)
جسم مسموم من رود، سوى کفن سوى کفن
ذکر یا فاطمه بود، اشهد من اشهد من
آیم اى مه جبینم - تا روى تو ببینم
غریبا واغریبا(3)
دشمن با کینه ى على، کُشد مرا کُشد مرا
من هم بهر ولایتش، شدم فدا شدم فدا
قرآن ناطقم من - امام صادقم من
غریبا واغریبا (3)
*** 1213 ن 050، سبک: ( ستاره ام ستاره ام...) ***
« فجر صادق »
اى رئیس مذهب ما
یاد تو ماه شب ما
بسته بر من عزایت لبم را
گشته اشکم روان یابن الزهرا
(اى گل فاطمه ) (2)
( اى گل فاطمه یابن الزهرا )(2)
اى تمام حاصل من
فجر صادق دل من
گرچه بودى عزیز پیمبر
در مدینه غریبى چو حیدر
( اى گل فاطمه یابن الزهرا ) (2)
نیمه شب با قلب محزون
آمدى از خانه بیرون
سر برهنه به کوچه ز خانه
بى ردا و عمامه روانه
( اى گل فاطمه یابن الزهرا ) (2)
بوده اى مظلوم مظلوم
از جفا گردیده مسموم
گشته شمع بقیع پیکر تو
زائرت مام غم پرور تو
(اى گل فاطمه یابن الزهرا ) (2)
*** 1214 ن 050، سبک: ( بسته بر من...) ، شور- نوحه ***
« شاه دین »
اى مظهر جان آفرین، حضرت صادق
اى حق تو را صد آفرین، حضرت صادق
اى روضه دلجوى تو بهتر از رضوان
آسایش اندر کوى توبه ز جاودان
اى مظهر لطف خدا حجت یزدان
آیات رب العالمین حضرت صادق
رخسار نورانى تو مصطفى را نور
از نور تو ما را بود جان و سر پرشور
از بغض و غدارى شده خصم تو منصور
اى آفتاب ملک دین حضرت صادق
از بهر قتلت آن لعین چون مصمّم شد
زین واقع شاه مبین همدم غم شد
چشم على مرتضى غرق دریم شد
در روضه خلد برین حضرت صادق
اى هادى خلق جهان نور یزدانى
بر مذهب اسلامیان شاه بى ثانى
دلخسته از ظلم خسان نور ربانى
مسموم زهر ظلم و کین حضرت صادق
چون زهر کین در کام تو ریخت با محنت
کرد آن عدوى بد گهر با غم و خفت
بنمود داغت خون دل ما همه امّت
چون قلب « سراج » حزین حضرت صادق
*** 1215 ن 050 ***
« مصحف قرآن»
تا که هنگام فلق شد، فجر صادق چون شفق شد
از کتب شیرازهها رفت، مصحف قرآن ورق شد
دل شده با خون هم آغوش
اهل هستى رفته از هوش
در جنان از قلب زهرا
مىرسد یک ناله برگوش
صادق آل محمد...(4)
آسمان بگرفته از غم، کرده برتن رخت ماتم
کعبه با روى سیه پوش، گوید این ناله به زمزم
زمزم این را زمزمه کرد
خون به جانهاى همه کرد
جمله ى ذرّات جهان را
هم نوا با فاطمه کرد
صادق آل محمد...(4)
اى همه دارو ندارم، سر به پایت مىگذارم
اى خوشا آیم بقیع و، سر زخاکت برندارم
اى رئیس مذهب ما
اى قبول یا رب ما
تا ابد هرگز نیفتد
ذکر نامت از لب ما
صادق آل محمد...(4)
*** 1216ن 050، سبک:( اى همه دارو ندارم...) زمزمه - نوحه - واحد - شور ***
« زمان غم»
رفت از جهان - حضرت صادق
سوى جنان - حضرت صادق
اى شیعیان شد گه ماتم
آمد فراهم زمان غم
چون دیدجور و جفا هر دم
از دشمنان حضرت صادق
از ظلم منصور بد بنیاد
از جور آن ثانى شدّاد
از هر کین زد ز دل فریاد
مولایمان حضرت صادق
آن عالم آل پیغمبر
نور دل ساقى کوثر
بر بى کسان مونس و یاور
حصن امان حضرت صادق
مسموم و شد آن شه خوبان
از ظلم منصور بى ایمان
افتاد در بستر او نالان
شد در فغان حضرت صادق
از جرم منصور بد اختر
از ظلم آن ملحد کافر
در رنج آن سید و سرور
روز و شبان حضرت صادق
اندر بقیع قبر آن مولا
ویران بود در دل صحرا
از این غم و محنت عظمى
شد در فغان حضرت صادق
خون در دل آل پیغمبر
کردند از اول و آخر
گشتند و گلهاى دین پرپر
یک تن از آن حضرت صادق
با « مشکیا» ناله کن یکسر
بر غربت آل پیغمبر
مخصوص آن حجت داور
جان جهان حضرت صادق
*** 1217 ن 050 ***
« ذکر فاطمه »
مثل تو مادرا غریبم
هر چى غم بود شد نصیبم
بیا بالین من یه لحظه
تا بشه دیدنت طبیبم
مدینه خون کرده دلم
شده داغ تو قاتلم
رو لب من، وقت مردن، ذکر زهرا، یا زهرا
دلم از غصه، یه مدینه است
جگرم خون زهر کینه است
عمریه قلب آل حیدر
بى قراریه زخم سینه است
سر کشیدم یه جام زهر
تا نبینم مردم شهر
کوچه هارو، ناله ها رو، واغریبا واویلا
تا بقیعت پر مىکشم من
که ندارم طاقت موندن
پرو بال دلم شکسته
حالا که شد زمون رفتن
خسته هستم از این همه
رو لبم ذکر فاطمه
من غریبم، بى حبیبم، غریبا واغربتا
*** 1218 ن 050، سبک:( سر راه تو رو مىگیرم....) ***
« همنوا »
( نام تو ذکر لبم
اى رئیس مذهبم) (2)
(با تو از داغ مدینه
شعله اى دارم به سینه ) (2)
یا مظلوم یا مولا (2)
من عزادار توام
من گرفتار توام
نوحه خوان در زمزمه ام
همنوا با فاطمه ام
یا مظلوم یا مولا (2)
تا بقیعت پر کشم
جام عشقت سر کشم
زائر کوى تو هستم
تا بگیرى تو دو دستم
یا مظلوم یا مولا (2)
از زمین تا آسمان
از غمت دارد نشان
گریه کن بر تو ملک بود
غصهات داغ فدک بود
یا مظلوم یا مولا (2)
شعله ور شد خانه ات
گشته ام دیوانه ات
آرزو دارم به سینه
تا که آیم در مدینه
یا مظلوم یا مولا (2)
*** 1219 ن 050، سبک: ( درد پهلو....) ***
« آستان مادر»
نیمه شب از خانه صاحبخانه رفت
در حصار ظلم مظلومانه رفت
یوسفى عازم به سوى چاه شد
پا برهنه سوى قربانگاه شد
بین ره مىکرد با خود زمزمه
بسته ام بار سفر یا فاطمه
مادرا، امشب به سویت پر کشم
جام زهر، از شوق وصلت سر کشم
مادرا، امشب بنوشم زهر، را
تا نبینم کوچه هاى شهر را
کوچه هایى که دهد بوى تو را
بوى اشک و خون و پهلوى تو را
سالها رفت و هنوز از خانه ات
مىرسد آواى مظلومانه ات
هر زمان چشمم به آن در اوفتد
بر همه عضو من آذر اوفتد
تا کشم بر آستان تو سرى
گو هنوزم بین دیوار و درى
*** 1220 ن 050 ***
« زهر جفا »
فصل خزان باغ جان، آمد اى واى من(2)
یکى به قامتى کمان، آمد اى واى من (2)
مادر دلخون شقایق آمد(2)
به ماتم امام صادق آمد
[ یابن الزهرا(3) واغربتا ] (2)
( مدینه با زهر جفا، بر رئیس مذهب ) (2)
( کند ز جور و کینه ها، جان او را به لب ) (2)
( ناله کنان حور و ملک در برش) (2)
رخت عزا به تن کند مادرش
[ یابن الزهرا (3) واغربتا] (2)
اهل جنان ضجه زنان، در عزا و غمش (2)
هر دل عاشق به جهان، نالد از ماتمش (2)
او که عدو شبى نمازش شکست (2)
بار سفر به سوى زهرا ببست
[ یابن الزهرا (3) واغربتا ] (2)
*** 1221 ن 050 سبک: ( فصل خزان...) ***
« رئیس مذهب »
شدم شعله ور از غم مولاى دین
دل سوزان من شده شمعى حزین
مىسوزم از، غم عزایت
نوحه خوان گشته ام برایت
هستى من به خاک پایت
یابن الزهرا شوم فدایت (3)
ز داغت آسمان، ببین خون گریه کرد
ز سوز ماتمت، زمین خون گریه کرد
عالم نوحه گرفت بر لب
هستى گشته ز غم لبالب
افتاد از پا رئیس مذهب
یابن الزهرا شوم فدایت (3)
شدى یک نیمه شب، برون از خانه ات
نه عمامه و نه، ردا بر شانه ات
به پاهاى برهنه مولا
رفتى در کوچه ها چه تنها
آمد یادت عزاى زهرا
یابن الزهرا شوم فدایت (3)
*** 1222 ن 050، سبک: ( دو دست باغبان...) ***
« درد دل »
ز بس فرزندت از منصور محنت دید اى مادر
دل از قید حیات خویشتن ببرید اى مادر
ستمهایى که مىدیدم ز منصور ستم گستر
به عالم گو کجا کافر ز کافر دید، اى مادر
بدو گفتم بده مهلت بخوانم من نمازم را
ولى آن بى حیا حرف مرا نشنید اى مادر
چون آن جانى بدان صورت مرا از خانه بیرون برد
تن طفلان من چون بید مىلرزید اى مادر
مرا بر سر هواى مملکت دارى نمىباشد
خود از من بارها این نکته را بشنیدى اى مادر
مرا اى کاش مىکشت که راحت مىشدم دیگر
چرا هر دم به قتلم مىکند تهدید اى مادر
*** 1223 ن 050 شاعر: قاسم ملکى، 00 4 - 241 ***
« وقت سفر »
جگرم زخمى زهر کینه شد
سینه ام پر از غم مدینه شد
دلم از شرار غم شعله وره
مادرم بیا که وقت سفره
شد زمان سفرم، گشته پر خون جگرم، آه و صد واویلتا
عمر من آیینه ى رنج و بلاست
تو دلم یا مدینه یاکربلاست
یاد اون همه بلا مىسوزونم
من تو این دنیا دیگه نمىمونم
مثل جدم غریبم، غربتش شد نصیبم، آه و صد واویلتا
یه روزى خونمو آتیش کشیدند
بچه ها به هر طرف مىدویدند
یاد خیمه هاى جدم افتادم
از غم و غصه ى زینب جون دادم
شعله ور شده دلم، یاد خون محملم، آه و صد واویلتا
کربلا توى دلم خیمه زده
غصه هاش همیشه همرام اومده
گر چه غصه هاى من یه عالمه
ولى قاتلم یه کوچه ى غمه
بیا اى تاج سرم، بیا و زود ببرم، آه و صد واویلتا
*** 1124 ن 50 0 سبک: ( مادرم بستریه ) و (غریب وااماما)***
« در میان کوچه ها »
من که چون گل در کف خارو خس افتاده ام
در میان کوچه ها از نفس افتاده ام
گه چو زهرا مادرم مىشدم نقش زمین
گه چو بابایم على، بوده ام خانه نشین
بین ره غیر از خدا کس نمىداند چه شد
زنده پیش چشم من ماجراى کوچه شد
صادق آل اللهم زاده ى ثاراللهم
روز و شب خون مىچکد از دو چشمان ترم
کاش بودم پشت در، من به جاى مادرم
من به قربان تو و روى حکاکى شده
من بگردم دور آن چادر خاکى شده
*** 1225 ن 050 ***
« شام هجران »
شب غم سر شد و آخر شد شام هجران
به سویت پر کشم با این دل خون، فاطمه جان
به بالینم بیا تا، دهم من جان خود را
به سوى کوثر امشب، روم با ذکر زهرا
بیا این سحر، مرا هم ببر، به سوى بزم جانان
چو بینم تو را، شود با صفا، شب دیدار مهمان
( بیا فاطمه (2) به بالین من اى یار ) (2)
به بال خسته ام پر مىکشم تا اوج افلاک
دگر راحت شدم از دیدن آن چادر و خاک
نبینم با دل زار، دگر آن کوچه ى یار
نیاید بر دل من، دگر یادى ز مسمار
بیا مادرم، تو بر بسترم، که بر حالم طبیبى
چو مهمان بیا، به چشم ترم، که بر جانم حبیبى
( بیا فاطمه (2) به بالین من اى یار) (2)
*** 1226 ن 050، سبک