نوحه های اربعین امام حسین(ع)

«کاروان تنها»     (سبک:آقامون دلبره...)
کاروانى تنها، غرق شور و آوا، از میون صحرا
مى‏ خواد بیاد تا کربلا منزل بگیره
کاروانى خسته، همه دل شکسته، توى غم نشسته
به خون ز حالشون دلا که دل بگیره
واى، کاروونى اومده همه سیه پوش
این، کاروون کى کند عالم فراموش
همگى مى‏ خونیم(2) روضه دل، اینه امون از دل زینب
کاروون رسیده، همه رنگ پریده، همه قد خمیده
اینا همه برگشتن از راه اسارت
یکى آرزو کرد، یکى جستجو کرد، یکى خاک و بو کرد
تا پیدا شد قبر گلش برا زیارت
واى، یکى مى ‏گه على اکبرم کجایى
واى، یکى داره مى ‏خونه على لالایى
بعد این چهل شب، با یه جون بر لب، داره مى ‏ره زینب
بالا سر داداش بشینه با دل خون
پیر روزگاره، خیلى بى قراره، دیگه جون نداره
همش مى ‏گه خدایا مرگمو برسون
واى، اونا که حریم حرمتم شکوندند
تو، مجلس شرابشون منو نشوندند
همگى مى ‏خونیم (2) روضه ى دل اینه امون از دل زینب
***

«خزان اربعین»              (سبک: به کوفه یا حسین)
حسین من در این خزان اربعین
گلى پژمرده ‏ام بیا حالم ببین
تویى جانان من به لب شد جان من حسین سلطان من
امیرم یا حسین(3)
چهل منزلت سرت توانم را ربود
که آرام دل من دلخسته بود
گل نیلوفرم که بى بال و پرم عزیز مادرم
امیرم یا حسین(3)
چه گویم با تو از سه ساله دخترت
که جان داده رقیه در پیش سرت
بدیدم خسته بود، دلش بشکسته بود، دو چشمش بسته بود
امیرم یا حسین(3)
*****************************************

«فروزان گوهر»    ( واحد، شور، سبک: دیوونه کجا داره...)
کل یوم عاشورا...
اى زمین کربلا روح و روان من کجاست
آنکه داغش برده از پیکر توان من کجاست(2)
من در این صحرا فروزان گوهرى گم کرده ‏ام(2)
اى زمین کربلا در گران من کجاست
باغبان گل فروشم را چه کردى اى زمین
تا بریزم گل به پایش باغبان من کجاست(2)
بود عریان پیکرش اینجا به زیر آفتاب
تا کفن پوشم به جسمش سایبان من کجاست(2)
در کنار علقمه گوید سکینه با فرات(2)
تربت پاک عموى مهربان من کجاست(2)
کل یوم عاشورا...

***

«زخم آئینه»      محمود کریمى، سبک سال 83
جانى نمانده که کنم رو نماى تو
جانى بده که باز بریزم به پاى تو
دیگر به اشک دیده چه حاجت که از غمت
چشمى نمانده تا که بگریم براى تو
اى پاره پاره خفته در آغوش بوریا
اى کاش جان دهم که شوم بوریاى تو
در سینه ى شکسته ات آرام کودکت
در خواب رفته با تپش لاى لاى تو
آهم که شعله بر جگر غم کشیده ام
اشکم که قطره قطره به پایت چکیده‏  ام
آئینه ‏ام که زخم ترک خورده‏ ام ز سنگ
که سایبان شده قد خمیده‏ ام
نقش هزار ضربت دشمن گرفته ام
طعن هزار سنگ جفا را چشیده ‏ام
یادم نمى‏ رود که در آن روز در پى ات
صد بار این مسیر بلا را دویده‏ ام
یادم نمى‏ رود که در آن شام از تنت
صد تیر و تیغ و نیزه و خنجر کشیده ‏ام
اکنون رسیده‏ ام که ببوسم دوباره ات
آه‏ اى گلو بریده کجائى، بریده ‏ام
***

«پایان سفر»           زمزمه-سبک دلشوره دارم، دیر کرده عباس...
سفر تموم شد، پا شو برادر
زینب رسیده، کنار قبرت با دیده ى ‏تر پا شو برادر
دلم شکسته من ناتوونم
بى تو من مى‏ میرم خودم مى ‏دونم
چهل روز عمرم بى تو شد سر
بذار برات بگم برادر
مى ‏دیدمت رو نیزه ه ایى
مى‏ گفتم اى واى از جدایى
باور نداشتم از من جداشى
تنها بذارى، تو بى وفاشى
هلال زینب رو نیزه هاشى
از من جدا شى، از من جداشى
یادم نمى ‏ره یه روزه پیره
با چشم خونبار میون بازار
اى مه جبینم، ماه نشینم
شرمنده‏ ى ام البنینم
سنگم زدن یهودیا گفتن اسیره
باید بمیره یهود باید تقاص خیبر و بگیره
صدات دلم رو برد رو نیزه
لبات تکون مى ‏خورد رو نیزه
هى منو با خودت کشوندى
برا دلم قرآن مى‏ خوندى
قحطى آب یادم نرفته
بزم شراب یادم نرفته
غارت گرى یادم نرفته
بى معجرى یادم نرفته
***************

«خون پیشانى»
آمدم از سفر اى همسفر بى کفنم
خیز و از جاو ببین گشته سیه پوش تنم
جرم من عشق تو بود
که شدم چهره کبود
یا اخا المظلوم
هم به من سنگ زدند هم به سر گلگونت
خون پیشانى من داد کمک بر خونت
سر به خاکت بنهم
کن دعا جان بدهم
یا اخا المظلوم
هر کجا کار به ما سخت شد اى قارى من
سر خونین تو آمد به خدا یارى من
رفع تهمت مى ‏کرد
حفظ عصمت مى‏کرد
کاش مى ‏ماند که آید به سر تربت تو
دختر بى گنه و غمزده ى غربت تو
جان سپرد جانانه
گوشه‏ ى ویرانه
***

 
 
ورود

شما هنوز در سایت ما عضو نشده اید.برای عضویت اینجا کلیک کنید.

کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.