عصای مادر
اگر چه پاره پاره شد دل پرخونم اى زهر
ولیکن تا ابد از لطف تو ممنونم اى زهر
که درد من دواشد، حسن حاجت رواشد، به پیش دیده من، چه ها در کوچه ها شد
به قد کمان ، بدیدم عیان ، من آن رخسار خاکى
به چشمان تو ، گرفتم ببر ، من آن چادر خاکى
که چیده لاله اى در جهان با تازیانه
که دیده صاحب خانه کند گم راه خانه را
شنیدم ناله هایش، سپرگشتم برایش، به سختى راه مى رفت، خودم بودم عصایش
شکسته پرم ، خدا مادرم ، به مثل لاله پژمرد
من خون جگر، نبودم اگر ، میان کوچه مى مُرد
***
اى مدینه
اى مدینه مدینه مجتبى خونین جگر شد((2)
اى مدینه مدینه قلب طه شعله ور شد( (2)
فاطمه شد عزادار مدینه مدینه( (2)
جان داده از غم یار مدینه مدینه (2)
بى قرارم قرارم را ربوده زهر کینه(2)
از جفاها جفاها خون بگریم اى مدینه(2)
تازه شد ماتم یار مدینه مدینه (2)
اندوه درب و دیوار مدینه مدینه (2)
چون پیمبر پیمبر عازم دیدار یار است(2)
از جفاها به دختر دل غمین و بى قرار است (2)
فاطمه در عزایش چها دید چها دید( (2)
در کوچه مجتبایش چها دید چها دید(2)
***
غم دلبر
ناله ها بر لب فاطمه آمد
با اشک و آه و زمزمه آمد
غم دو دلبر خاتمه آمد
غم به دلهاى ما همه آمد
یا رسول اللَّه، یا مجتبى( (6)
صاحب عزا بانوى مدینه
دارد از ماتم شعله به سینه
بى قرار و دلتنگ و حزینه
ناله دارد از این همه کینه
یا رسول اللَّه، یا مجتبى( (6)
بر تن عالم رخت عزا شد
هستى عزادار مصطفى شد
بى قرار از داغ مجتبى شد
صاحب عزایش خیرالنساء شد
یا رسول اللَّه، یا مجتبى( (6)
هر که را دیدم غرق مَحَن شد
بى قرار از غم دلبر من شد
سینه سوزان از داغ حسن بود
زان همه تیرى که سهم کفن بود
یا رسول اللَّه، یا مجتبى( (6)
در عزاى دو دلبر مه رو
دیده ها زاین ماتم شده بى سو
بانویى گرید دست بر پهلو
نالان ملائک از شیون او
یا رسول اللَّه، یا مجتبى( (6)
***
مهر و ماه
مکه عزا گرفته بهر پیغمبر خود
شهر مدینه دارد داغ دو رهبر خود
سوزد آسمان در غم ستارهاش ، داغ مهر و ماه ماتم دوباره اش
زهر کینه و قلب پاره پاره اش ، یا حسن یا حسن (2)
تن پوش کعبه تا حشر بینى اگر سیاه است
بر غربت نبى و سبط نبى گواه است
اُمتى یتیم از غم پیمبر است ، دل شکسته از داغ سبط اکبر است
اجر باغبان لاله اى که پرپر است ، یا حسن یا حسن (2)
دیگر بخود مدینه روز خوشى نبینى
بزمى مگر براى داغ و عزا نچینى
بعد مصطفى وه چه فتنه ها شده ، دست فاطمه از على جدا شده
زهر کینه در کام مجتبى شده ، یاحسن یاحسن (2)
آماج تیر فتنه شهید زهر کینه
مزد رسالت این بود اى مردم مدینه
دفن او اگر چون على شبانه بود ، مثل مادرش گر که مخفیانه بود
تیر فتنه را کى تنش نشانه بود ، یا حسن یاحسن(2)