نوحه های پیامبر اکرم(ص)
صاحب عزا
اى مسلمانان بپا آه و واویلا شده
تازه داغ سینه حضرت زهرا شده
در غم پیغمبر و داغ حسن ، بر تو بادا تسلیت یابن الحسن
واغریبا واغریب (2)
حق پیغمبر ادا سازد امّت بعد از این
مى شود زهرا فدا مرتضى خانه نشین
بى صفا شهر مدینه گشته است ، مجتبى مسموم کینه گشته است
واغریبا واغریب (2)
در مدینه، اى خدا شور عاشورا بود
ماتم پیغمبر و رهبر تنها بود
شد سیه پوش عزا، بیت خدا، مهدى زهرا تویى صاحب عزا
سبط اکبر قصه ى غصّه اش افسانه شد
در میان خانه هم همسرش بیگانه شد
دومین مظلوم عالم شد حسن ، جسم پاکش تیرباران دروطن
واغریبا واغریب (2)
***
فراق
اى حبیب خدایا مصطفى
خاتم الانبیاء یا مصطفى
دردلم داغ تو دارم
از غم تو بى قرارم
جان جانان جهانى
اى همه دار و ندارمیا مصطفى
واغربتا(4)
سیدى طه یا رسول اللَّه
یا اباالزهرا یا رسول الله
داغ هجرت بى کران شد
رفتى و باغت خزان شد
بعدهجران و فراقت
دخترت قامت کمان شدیامصطفى
واغربتا(4)
اجر پیغمبرى ات ادا شد
هتک حریم بیتت رواشد
بعد تو ماه مدینه
با کبودى شد قرینه
از فراق جانگدازت
داغ تو دارد به سینه
واغربتا(4)
***
پیامبر اکرم
جان دهم جانانه، تنها غریبانه غریبانه
چون پروانه کنار تو تنها
در این خانه بگردم اى بابا
کنار بسترت بمیرد دخترت( (2)
بمیرم گر نظر بر روى من نیندازى
اگر چشمان خود را سوى من نیندازى
کنار بستر که اشک دختر چو کوثرى جارى است
ببین که بابا تو را به غمها چنین پرستارى است
فداى رویت (2) فدایت اى بابا[(2) فدایت اى بابا(4)]
چو گلخانه خزان شود پى تو
ز بیگانه چها رود بى تو
پس از داغت بدان شوم قامت کمان
به روى زرد من بنگر به لحظه آخر
که دیگر با چنین رنگى نبینى ام دیگر
پس از تو بابا ز ضرب اعدا رخم شود گلگون
به روز دردم به روى زردم چکد ز گوشم خون
فداى رویت (2) فدایت اى بابا[(2) فدایت اى بابا(4)]
به کاشانه بمان تو اى بابا
از این خانه مرو تو بى زهرا
به سوى دلبرت مرو بى دخترت
پرستوى تو هم شوق سفر به دل دارد
ببین اشک از دو چشمش چون ستاره مى بارد
مرا به همراه خود ببر تا به کوى دلدارم
که بى تو بابا غریب و تنها غم تو را دارم
فداى رویت (2) فدایت اى بابا[(2) فدایت اى بابا(4)]
***
پروانه
در برم مى سوزد، پروانه پروانه
من رفتم اى مدینه، دلخون زقوم کینه
تو مانده اى و زهرا، با شعله ها به سینه
جان دهم....
برگرد بستر من، بنشسته دختر من
بادیده هاى گریان، گرید برابر من
جان دهم....
دلتنگ و بى قرارم، گریان به سوى یارم
هستم به یاد زهرا، جز او غمى ندارم
جان دهم....
در اوج غربت من، با رنج و محنت من
پرپر شود گل یاس، از بعد هجرت من
جان دهم....
در این خزان غمها، ماندى غریب و تنها
من رفتم اى على جان تویى و جان زهرا
جان دهم....
***
وداع آخر
اى مدینه میشود گلشن هستى خزان
باغ آل فاطمه میشود بى باغبان
مسجد پیغمبر آمد در خروش ، صوت قرآن بلال آید بگوش
تسلیّت یا فاطمه(2)
شمع عمر مصطفى میشود سوسو زنان
اى موذّن اى بلال، تو مگو دیگر اذان
پر کشیده روح والاى نماز ، ا شک خون ریزد مصلاى نماز
تسلیّت یا فاطمه(2)
باغبان با لاله خود وصیت مى کند
صحبت از سیلى و از رنج غربت مى کند
از سقیفه فتنه بر پا مى شود ، اول غمهاى مولا مى شود
تسلیّت یا فاطمه(2)
شمع جمع اهلبیت بستر پیغمبر است
یا امیرالمومنین این وداع آخر است.
دعوت از پیک خدائى آمده ، یاعلى وقت جدائى آمده
تسلیّت یا فاطمه(2)
در خزان ماتم رحمة للعالمین
هم نوا با فاطمه مى شود روح الامین
دفتر عمر پیمبر بسته شد ، بعد مرگش دست حیدر بسته شد
تسلیّت یا فاطمه(2)
***
رسول رحمت
نور تمام انبیا رفته ز دنیا
رسول رحمت خدا رفته ز دنیا
مدینه گریه مى کند بر آل طاها
واویلتا واویلتاآه و واویلا
مصیبت ماه صفر حزن است و ماتم
عزاى سیدالبشر بعد از محرم
فرشته ناله مىزند در آسمانها
واویلتا واویلتاآه و واویلا
شکسته قامت على داغ حبیبش
چکد به تربت نبى اشک غریبش
فاطمه مى رود زهوش بر خاک بابا
واویلتا واویلتاآه و واویلا
مدینه بعد مصطفى شد غم نشانش
رسیده ابر فتنه ها بر آسمانش
امیر مؤمنان شده تنهاى تنها
واویلتا واویلتاآه و واویلا
سقیفه حکم غصب حق زان ماجرا زد
چه آتشى که بردر بیت الولا زد
به تازیانه ها شکست بازوى زهرا
واویلتا واویلتاآه و واویلا
***
حجله غم
امشب مدینه دارد نوائى
آه از غریبى آه از جدائى
گل در عزاى باغبان مىگرید امشب
چشم زمین و آسمان مىگرید امشب
آه و واویلا(4)
امشب صداى اللَّه اکبر
نمى رسد از شهر پیمبر
آه و واویلا(4)
بلال پیمبر دگر اذان نگوید
از غنچه لبهاى زهرا گل نروید
آه و واویلا(4)
شمع مدینه سوسو زنان شد
باغ رسالت بى باغبان شد
آه و واویلا(4)
محراب مسجدازگل غمحجله بسته
زهراکنار بستر بابانشسته
آه و واویلا(4)
یا اهل یثرب یا آل هاشم
با هم بگریید در اشک دائم
آه و واویلا(4)
پیغمبر رحمت جداگردد زاُمت
مولا امیرالمؤمنین سرت سلامت
آه و واویلا(4)
گریده شهر مدینه خاموش
زهرا عزادار مسجد سیه پوش
آه و واویلا(4)
امشب على داغى گران داردبه سینه
زهراشود مظلومه شهر مدینه
***
یار تنها
بعد من اى یار تنها
جان تو جان زهرا
واویلا، واویلا(2)
از مدینه پر کشم
جام هجران سرکشم
در کنار بستر من
ناله دارد دختر من
واویلا، واویلا(2)
بعد من گردد روا
هر جفا و ناروا
دخترم از ظلم ثانى
مى شود قامت کمانى
واویلا، واویلا(2)
اى عزیز مصطفى
نور چشم مرتضى
زاده خیرالنسایى
کشته زهر جفایى
واویلا، واویلا(2)
ازجفاى همسرت
کشته خضرا پیکرت
جاى گل اى جان من
نعش تو شد تیرباران
واویلا، واویلا(2)