فن سخن وري
قدرت تكلّم و سخنگويي در انسان خصيصه اي است طبيعي و نعمتي است الهي كه آفريدگار هستي به وي عطا فرموده است و حيوانات از آن محروم هستند، اما سخنوري فنّي است اكتسابي وهنري است آموختني، و افراد با استعداد و علاقمند كه مي خواهند در جامعه سخنور شوند، بايد در پي آن باشند و رموز و دقايق آن را بياموزند و آنقدر تمرين كنند تا اين هنر ملكه نفساني آنان گردد و بتوانند بدون تكلّف با شنوندگان سخن بگويند و منّويات خويش را به سهولت براي آنان بيان نمايند
.
تعريف فنّ خطابه :
به معناي سخنور شدن، حالت نفساني تصرّف در الفاظ براي رسيدن به مقصد گوينده و تأثير بر شنوندگان به وسيله ي آرايش معاني .
به عبارت ديگر «خطابه يك سلسله قياساتي است كه از مظنونات ومقبولات ساخته شده باشد و به منظور ترغيب شنوندگان به اموري كه در معاش و معاد مؤثر است ايراد گردد. »
موضوع فنّ خطابه :
موضوعي است كه براي بحث در نظر گرفته شده، به شنوندگان اعلام گرديده، ناطق مي خواهد پيرامون آن سخن بگويد. هر قدر آن موضوع در نظر مردم مهم تر و بيشتر مورد نياز باشد، ميل آنان به استماع بيشتر خواهد بود .
فايده خطابه :
فايده خطابه، توليد فكر و انديشه در جامعه، پرورش و با وراندن حقايق و عقايد الهي به مردم مي باشد. خطيب اسلامي بايد كاري بكند كه مردم گوهر الهي ذات خود را بشناسند.
اهميت خطابه و تبليغ :
در باره ي اهميت خطابه و تبليغ خداوند باري تعالي در قرآن كريم مي فرمايد:
وَ ما كانَ المؤمنون َ لِيغْفِروا كافّة فَلَوْ لا نَفَر مِنْ كُلِّ فِرقَة مِنْهُمْ طائِفةٌ لِيَتَفقّهوا في الدّينِ وَ لِيُنذِروا قَوْمَهُم إذا رَجَعُوا اِليهِم لَعَلَّهُم يَحذَرونَ . «سوره توبه ، آيه 122»
« شايسته نيست مؤمنان همگي (به سوي ميدان جهاد) كوچ كنند و (طايفه اي در مدينه بمانند) ؛ چرا از هر گروهي از آنان، طايفه اي كوچ نمي كنند، تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهي يابند و به هنگام بازگشت به سوي قوم خود، آنها را بيم دهند؟ شايد (آنها از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خود داري كنند»
و در جاي ديگري مي فرمايد:
«الّذين يٌبَلّغون رسالات اللهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ اَحَداً الا اللهَ وَ كفي بِاللهِ حَسيباً. »
(سوره احزاب ، آيه 39)
«(پيامبران پيشين) كساني بودند كه تبليغ رسالتهاي الهي مي كردند و (تنها) از او مي ترسيدند، و از هيچ كس جز خدا بيم نداشتند؛ و همين بس كه خداوند حسابگر (و پاداش دهنده ي اعمال آنها) است.»
تفاوتهاي سخنراني و مكالمه .
خطابه :
الف – هنر آفريني با قواعد است .
ب – اديبانه است
ج- فراز و نشيب دارد وخطيب با حركات اعضا، هنرآفريني مي كند.
د- هدف ، اقناع، و تحريك عواطف است .
هـ - در خطابه الفاظ پر صلابت و زيبا جلوه مي كند.
و- بر پايه اطناب و تطوي است .
ز- سخن يك طرفه است .
ح- پيش بيني قبلي لازم دارد.
مكالمه :
الف- تمرين و قواعد لازم ندارد.
ب – اديبانه ي نامأنوس است .
ج- يكنواخت مطلوب است .
د – درصدد تصرّف عقل و عاطفه نيست.
هـ - براي تفهيم مقاصد و رفع حوائج انجام مي شود.
و- دو طرفه است .
ز- بر پايه ايجاد است .
ح – پيش بيني قبلي لازم ندارد.
انواع سخنراني :
1- سخنوري سياسي : اين نوع سخنراني مخصوص كساني است كه دست اندر كار سياست هستند مانند مسئولين مملكتي، وزرا، نمايندگان ملت و ... كه سخنراني آنان از طريق وسايل ارتباط جمعي مانند راديو، تلويزيون، اينترنت و مطبوعات پخش مي شود.
2- سخنوري قضايي : كه مخصوص مسؤولين قضايي و جلسات دادگاههاست. سخنور قضايي علاوه بر فنون سخنوري، بايد اطلاع كامل از علم فقه، حقوق، فلسفه، منطق، تاريخ، روانشناسي، جامعه شناسي و ... داشته باشد.
3- سخنوري علمي : اين گونه سخنراني مخصوص عالمان، دانشمندان، محقّقان و فرهيختگان مي باشد كه در مجالس علمي، كنگره ها، سمينارها و كنفرانس ها در باره ي مطالب مختلف علمي بحث و گفت وگو مي كنند.
4- سخنوري مذهبي: همان سخنوري سنتي منبري فضلا و روحانيون و راهنمايان ديني است و تكيه سخنور بيشتر به كلام خدا و تعليمات ديني انبيا و اولياست. بيشتر از همه چيز روي معنويات و اخلاق بحث مي شود.
5- سخنوري حماسي : سخنوري است كه با هدف ايجاد روحيه ي شور، شوق ، جهاد و شهادت مطرح مي شود و نتيجه ي آن «محبّت و ولايت» مي باشد . تركيبي از همان سخنوري مذهبي و حماسي است كه عالمان ديني در جمع مجاهدين و رزمندگان اسلام ايراد سخن مي نمايند.