ذكر مصيبت يا روضه؟

ذكر مصيبت ، سنتي است كه در جهت احياي ياد و نام ائمه و مطرح نگه داشتن حادثه ي عاشورا، در اين برنامه ، چه به صورت مقطع پاياني سخنراني و موعظه و چه به صورت مستقل ، حوادث كربلا و كيفيت شهادت امام حسين (ع) و ياران او  و نيز امامان ديگر به صورتي سوزناك نقل مي شود كه سبب تحريك عواطف و گريستن بر سيد الشهداء مي گردد. نقل حوادث بر اساس مقتلها انجام مي گيرد و شايسته است كه از منابع معتبر و شعرهاي خوب استفاده شود تا موجب وهن به مقام معصومين و خاندان عصمت نگردد.1

با توجه به اين و مراجعه اي كه به فرهنگ لغات شده است «روضه» معاني مختلفي دارد (مانند رضوان ، خلد برين ، دارالسلام ، كه كنايه از بهشت است ، روضه رنگ ، روضه ي فيروزه رنگ كه به ترتيب به معناي سبز رنگ و  آسمان است) كه استناد آن به عزاي حسيني جز در همان مورد (روضه خوان : خواندن كتاب روضة الشهداء) مناسب به نظر نمي رسد. پس نتيجه گرفته مي شود كه كلمه «روضه ، روضه خوان ، يا روضه خواني» كلمه مناسبي نمي باشد و اگر به اي آن به «ذكر مصيبت» اشاره شود ، به نظر مي آيد مناسب و زيباتر باشد.

تعريف نوكري اهل بيت (عليه السلام) :

هرگونه خدمت گذاري ، مانند برپايي مجالس ، سخنراني ، مستمع بودن ، سينه زن بودن و … از مصاديق عام نوكري اهل بيت مي باشد ، لكن اينجا معناي خاص آن مورد نظر است : به زبان ساده اينكه مداحي ابتدا شكر است و بعد جاري كردن اين شكر به زبان و سپس بيان مصاديق شكرگزاري به زبان مدح براي عموم ، به شرط آنكه اين مدح دالّ بر وجود آن ويژگيها در وجود ممدوح باشد.2

از صاحب دعاي كميل يعني علي عليه السلام مي يابيم «و بِشُكرِكَ مادحةً» ما اينگونه تفسير مي كنيم كه ما به شكري كه خودت به ما ارزاني داشته اي ، اول مداح خودت شديم ، هر كس به اندازه ي وسعش.
لذا مداحي تكليف كليه ي انسانهايي است كه بنده ي خدا هستند و ما مي بينيم كه همه ي انبيا اين كار را انجام داده اند و به نتيجه هم رسيده اند. زيرا اگر حركت الهي باشد داراي نتيجه نيز خواهد بود. حال در اين راه و در اين وادي يك

سري از انسانها هم بوده اند كه مدح نفس ، شيطان و بتهاي خود را كرده و به زبان ديگر ، مدح شاهان روزگار را كرده اند كه از نظر خدا و اهل بيت (عليهم السلام) مردود هستند ، ولي ما و بزرگان ما مدح پاكان روزگار را انجام داده ايم و مي دهيم. لذا ، خيلي از علماي بزرگ ما عنايت خاصي به مقوله ي مداحي دارند و مداحي خدا و اهل بيت عليهم السلام را هم براي خود و هم براي ديگران تاج افتخار مي دانند. به خاطر همين است كه خيلي از علما بعد از وعظ ، مداحي مي نموده اند و مي گفتند كه ما هرچه داريم از اين نوكري است.
مداحي خدا ، به پاي چوبه ي دار رفتن دارد‌ ، به صليب كشيده شدن دارد ، سر جدا شدن دارد. اين را بدانيد كه زماني بوده است كه اگر كسي نام خدا را مي برد يا سر از تنش جدا مي شد و يا در آتش مي سوخت. مانند مسلماناني كه باجعفر صيار (ع) به وادي نجاشي (حبشه) رفتند يا بِلال كه نامش همراه اذان بلند است و يا اصحاب رقيم اهل بيت (ع) بيايند ،فدايي شدند و در داخل روغنهاي داغ انداخته شدند و سوختند. چرا ؟ براي اينكه مداح خدا بوده اند و نام خدا برزبانشان جاري بود. خيلي از نوكرهاي اباعبدا.. الحسين (ع) به جرم اينكه نام حسين را بردند ، به زندان رفتند و سرب داغ روي سرشان ريخته شد و كشته شدند و مُثله گشتند.
يكي از كارهاي خداوند مدح كردن است. زيرا خود را مدح كرد ، قرآن را مدح كرد ، اهل بيت (ع) را مدح كرد.
مداح اهل بيت (عليهم السلام) در اصطلاح و نظر ما كسي نيست كه فقط و فقط مدح بخواند. بلكه مداح كسي است كه مدح ، فضيلت ، منقبت و مصيبت را بيان مي كند و اين چهار ركن را پياده كند. وقتي مداحي خدا را انجام دايدم ، مي خواهيم اهل بيت (ع) كه بزرگترين نشانه ي خداوند هستند را مدح كنيم.
با تعريفي كه خودشان كرده اند ، مردم زودتر به خدا مي رسند. مانند جامعه ي كبيره كه يكي از مداحي هاي بزرگ امام هادي (ع) است يا خطبه هاي بزرگ اميرالمؤمنين (ع) و ديگر ائمه (ع). بعد از همه ي تعريفها و مدح ها به يك جايي مي رسيم كه سرمنشاء همه ي مداحي ها از آنجا شروع و به آنجا هم ختم مي شود و آن ذات مقدّس اباعبدا..
الحسين (ع) است كه وقتي از او شروع مي كنيم بقيه ي اهل بيت (ع) را هم در بر مي گيرد.

اهداف نوكري :
الف) تبليغ (فرهنگ رساني)
تبليغ در لغت به معناي تأثير گذاري شديد است.3
بالاترين حربه اي كه دشمن يا دوست به كار مي برد ، تبليغ است و يكي از شاخه هاي مهم تبليغ ، موضوع مداحي است.
خواننده قدرت دارد با ترسيم يك تابلو ، تمام عالم را در آن واحد روشن كند و صحنه عاشورا را با يك حركت هنري در همان قالب نوكري ، كامل به مردم نشان دهد يك مداح مي تواند مظهر اسم مبارك «مصوّر» خدا شود و كربلا را براي مردم به تصوير بكشد. اين عمل ، فرهنگ گفتن است. گاهي يك عالم و فقيه ، فرهنگ اسلام را از زبان فقه ، فلسفه ، منطق و يا حكمت مي گويد و يا با زبانهاي ديگر. در كنارش مي بينم كه يك مدّاح اهل بيت (ع) با سجاياي اخلاقي و سرمايه ي صحيح و خوب در كنار همين فقيه يا استاد اخلاق براي تقويت همه آن فرهنگها روضه ي عاشورا مي خواند.

ب) انتقال حال :
انتقال علم خيلي راحت تر از انتقال حال است. انتقال علم يا هنر هر قدر دشوار باشد ، انجام پذير است ولي انتقال حال از همه دشوارتر است و كسي نمي تواند ادعا كند من حال خود را به راحتي مي توانم انتقال دهم. يك مداح ، راه را نزديك مي كند و با نزديك شدن بر ساحت مقدس اهل بيت ، واكنشها را سرعت مي دهد. دانستن اين نكته ضروري است كه كسب و انتقال حال اوليه از خود اهلبيت (ع) مي باشد.

ج) ايجاد تشنگي به معارف الهي در مجلس اهل بيت (ع).
بايد از ثقلين استفاده كنيم. يعني از قرآن  و اهل بيت (ع) كه پايه گذار و اساس هر موجود مي باشند. علامت تشنگي و ميل دوباره اينست كه مردم تشكر كنند. يك وقت مي بينيد ده خط خواندي ، هنوز تشنگي هست كه اينجا مرزش نيست.
حال اگر دو خط خوانديد و ديديد كه تشنگي نيست ، اينجا مرزش مي باشد.

د) دعوت به خدا نه به خود :
يك نوكر اهل بيت (ع) بايد به سوي خدا راهنمايي نمايد و اين وقتي ميسر است كه همه فيوضات را از او بداند و خود را چيزي به حساب نياورد.
 

 
 
ورود

شما هنوز در سایت ما عضو نشده اید.برای عضویت اینجا کلیک کنید.

کوکی ها باید برای گذشتن از این مرحله فعال باشند.